سایه به آفتاب پیوست
پنجشنبه 20 مرداد 1401 - 21:46:42
صیح ملت نیوز

به نقل از صبح ملت: "سایه" هم رفت تا آفتاب تابستان بی دریغ بر دشت خشک ادبیاتمان بتابد. ادبیاتی که اگر قدر بزرگانش را می دانستیم وقتی از ادب و عرفان شرقی می گوییم به قرنها پیش متوصل نمی شدیم. دریغ که ایران، بزرگ پرور نیست و هرکس قدی به بزرگی برمی کشد به ناگهان با هرآنچه در دست داریم به تکه تکه کردنش می رویم.

هوشنگ ابتهاج درگذشت بی پیام تسلیتی از سوی مقامات رسمی ایران، مثل اخوان، مثل شاملو مثل هزاران شاعری که در غربت برای وطن می نوشتند چونان حمید مصدق و نادرنادرپور و ...

ما نه تنها بزرگ پروری را در ادبیات که در تمام علوم و سطوح جامعه نمی توانیم تحمل کنیم. عادل فردوسی پور نمونه‌ی بارز تحمل ناپذیری مردم ماست.

مریم میرزا خانی که در علم ریاضی جهان را شگفت زده کرد، جایی در ایران ندارد.

شجریان که نه آوارزش که ساخت سه تارهایش و بهینه سازی صدای سه تار به صورت آکادمیک یکی از افتخاراتش است کنار زده می شود.

سید اهل قلم-آوینی که نقدهایش به سینما چنان به کام ما تلخ می آید که تا حذف برنامه روایت فتح - اولین و تنها برنامه‌ی روایتی از دوران دفاع مقدس پیش می رویم و تنها پس از شهادتش یادمان می افتد چه کسی را از دست داده ایم. آنگاه می نشینیم و به نامش جشنواره راه می اندازیم و محفل می آراییم.

از اینگونه کم نداریم و از این دست اندک نیستند ایرانیانی که در ایران جایی ندارند تنها به این دلیل که جامعه کم طاقت است. جامعه ای که باید فرزندانش را در آغوش بگیرد حتی اگر آن فرزندان زبانی تلخ داشته باشند. هیچگاه دو برادر رفتارشان مشابه نیست و این زیبایی زندگی است. هنرمندان همیشه زود رنج و آماده‌ی قهر کردنند، این ذات هنر است که اگر روحیه‌ای لطیف و کودکانه نباشد نخواهد توانست هنری ظریف و دلربا بیافریند.

هنر زبان مشترک تمامی جوامع است. هنرمندان بزرگ، راه گشای فتح قلوب انسانها هستند. ما اگر جایگاه هنرمندانمان را قدر بشناسیم با هنر ایرانی جهان را تسخیر خواهیم کرد. اما آنگاه که هنرمندمان غریب می ماند، کودکانمان در ابتذال هنری که از آن ما نیست غرق می شوند. سایه رفت هنرمندان زنده‌ی سرزمینمان را دریابیم.

خبرنگار علیرضا رشنو  


http://sobhemellatnews.ir/fa/News/99591/سایه-به-آفتاب-پیوست
بستن   چاپ