آخرین مطالب

معرفی و رونمایی از رمان دلم مهتاب می خواهد

دلم مهتاب می خواهد فرهنگی - اجتماعی - خوزستان

دلم مهتاب می خواهد

  بزرگنمایی:

دلم مهتاب می خواهد

به گزارش خبر نگار اختصاصی پایگاه خبری صبح ملت جمعه بیست و چهارم آبان انجمن قصه دزفول میزبان نویسندگان و علاقه مندان رمان بود تا در رویداد رونمایی از رمان "دلم مهتاب می خواهد" سومین اثر نویسنده ی دزفولی خانم ندا سعادتی نسب شرکت کنند.

 در این نشست ابتدا خانم مفتوح معلم دوران دبیرستان خانم سعادتی نسب که خود امروز از نویسندگان و پژوهشگران فرهنگ بومی است وپیش از این دوکتاب روایت پشت بام و دزبانان را منتشر کرده است درباره ی این نویسنده و آثارش صحبت کردند .مفتوح ضمن بیان اولین خاطره از نوشته های ندا سعادتی در کسوت شاگرد ایشان  دوران نوجوانی و جوانی را از بهترین دوران برای شناخت وباور خوددانسته وبه دست آوردن  اعتماد به نفس را در این دوران برای آفریدن حرکت های موفقیت آمیز آینده بسیار مهم قلمداد کردند و از بزرگترها درخواست نمودند که هیچگاه نوجوانان و آرزو ها و علاقه مندی های آنان را نادیده نگیرند.

پس از آن خانم دکتر مهشید پیام مدیر انتشارات اهوراقلم و ناشر آثار خانم سعادتی نسب در باره ی این آثار و خاصه نویسنده و مشکلات نشر سخنانی بیان فرمودند.

 و ججناب اقای جناب عظیم سرافراز عضو سابق شورای شهر و ازچهره های فرهنگی و علاقه مند به حمایت از جوانان و از دوستان و یاران دیرین انجمن قصه پیرامون فرهنگ و لزوم توجه و فعالیت در این حوزه نکاتی باستحضار رساندند.

 در پایان نیز خانم سعاتی نسب ضمن قرائت بخشی از رمان درباره ی خودشان و علاقه مندی هایشان در ادبیات صحبت کردند و از انجمن قصه که فرصت رونمایی از کتاب هایشان و از جمله رمان اخیر ایشان را به نام  دلم مهتاب را می خواهد را فراهم نموده بودند  تشکرکردند .

و سرانجام با مراسم کیک خوران و اهدای هدایا و خرید و امضای کتاب ،جشن به یادماندنی سومین رمان این نویسنده ی جوان در یادها ماندگار شد.

خانم ندا سعادتی نسب نویسنده ی جوان و خوش  قلم شهر دزفول در مقدمه ی کتاب رمانش آورده است :

" حرف ها و واژه ها عجب تاثیری دارند ، می توانند کودتایی برپا کنند ،یک حرف تا آخر عمر می تواند مثل سایه دنبالت بیاید ، ودست و پایت را ببندد ، نگذارد رشد کنی ، قد بکشی ....وبر عکس می تواند تو را به اوج ببرد ، باعث آسودگی خیالت شود ، بال وپرت شود ، عاشقت کند ، مجنونت کند .

گاه یک حرف چنان تیری بر جانت می نشاند که ضربه های یک سپاه لال نمی تواند آن قدر کاری باشد.."

با ید یادآوری نمود دو رمان قبلی خانم سعادتی نسب  به نام های  غزل امید و زندگی مال تو ،تو زندگی کن  خوانندگان خود را پیدا کرده و با استقبال  آنان مواجه شده است .

نویسنده ی جوان و با ذوق ما در مورد خودش، حال و هوایش و رمان هایش چنین می گوید :

 

"" من ندا سعادتی نسب،متولد اول شهریور 61  در دزفول هستم.

علاقمند به ادبیات ،بخصوص نوشتن بودم .از کودکی عادت داشتم همیشه بجای حرف زدن با دیگران،نامه بنویسم.نامه به مادر،پدر،دوست .انشای خوبی داشتم و بارها مورد تشویق معلمانم قرار می گرفتم....در دوران راهنمایی یک کتاب خارجی از یک دوست هدیه گرفتم که شخصیت داستان یک مرد سیاهپوست بود همان کتاب ،شوق نوشتن داستان را در من بیدار کرد .اولین داستان بلندم را که بیش از صد صفحه داشت،در همان دوران نوشتم .داستان در مورد تبعیض نژادی در آمریکا و سیاهپوست ها بود و با اینکه اطلاعات وسیعی از ان نداشتم ولی داستان بدی از آب در نیامد.بعد از آن باز هم داستان بلند نوشتم تا جاییکه در عرض چند سال ،بجز دست نوشته های کوتاه،ده جلد رمان بلند تحریر کرده بودم ولی هیچ وقت به فکر چاپشون نبودم و برای  علاقه ای که به نوشت داشتم ودل خودم می نوشتم.

همسرم اصرار داشت برای چاپ داستانهایم اقدام کنم تا اینکه فراغتی دست داد و سال 95،یکی از رمانهایم را که بعد از 3 سال نوشتنش به طول انجامیده بود و تازه تمام شده بود به انتشارات اهوراقلم بردم .ناشر بعد از خواندن داستان،استقبال خوبی از آن کرد و این گونه شد که اولین فرزند کاغذی من ،مراحل چاپش شروع شد.اوایل سال 96،رمانم بنام(زندگی مال تو،تو زندگی کن)به چاپ رسید.اواخر همان سال،رمان دیگرم بنام(غزل امید)چاپ شد ورمان سومم (دلم مهتاب می خواهد)در پاییز 98 به چاپ رسید.مضمون کتابهایم،اجتماعی،عاشقانه و روانشناسی است.با اینکه داستانهایم از یک شخصیت خاص یا رئال ،شکل نگرفته اند ولی با الهام از حقایق که در سطح جامعه با آن  ها برخوردداریم ملموس و حقیقی هستند.

هر کدام حقیقتی را در پس خود پنهان دارند که خواننده با خواندن آنها، حقایقش را کشف می کند. سعی کردم فقط به رمان عامه پسند  بسنده نکنم که. بلکه دوست دارم  رمان من بار فکری داشته باشد و مخاطب را درگیر کرده  به چالش بکشاند.

 کتابهایم  بیشتر از دردهایی می گویند که ریشه اصلی مشکلات بزرگ است ولی پنهان و مخفی هستند.""


به منظور آشنایی با قلم و افکار خانم ندا سعادتی نسب و آنچه بر صفحه ی کاغذ در قالب رمان تحریر می کنند به گوشه ای از رمان دلم مهتاب می خواهد  سومین و تازه ترین رمان  ایشان اشاره ای خواهیم داشت:

                               

"" من برده نیستم  _هستی...اون موقع که من یا دیگران هرکاری از تو بخواهیم و تو مطیعانه اطاعت می کنی،یه برده ای...از اینکه هیچ وقت بلد نیستی نه بگی یا مخالفت کنی و میشی آلت دست هرکسی،یه برده ای...مهربونی و مطیع بودنم حدی داره،آدم عقش می گیره،شدی یه خودشیرین احمق دخترجون!  ومن ازت متنفرم،میفهمی،متنفر

 با این جمله آخر تمام تنم گر گرفت.با اینکه تلخ بود ولی شاید حقیقت داشت....

 من طوبا اشرفی یه برده بودم.برده خودم،افکارم،افکاردیگران و ترس از نگاه آنها

 ولی آیا بااینکه به این حقیقت رسیده بودم،می توانستم تغییری در زندگیم ایجادکنم؟؟؟

 

 برای این نویسنده ی جوان و هدفمند شهرمان  آرزوی موفقیت و سربلندی داریم

و روزهای بسیاری  پس از این روزها  را  همراه جاری شدن احساس زیبا ، لطیف وعاشقانه در تراوشات فکر ، اندیشه و قلم ایشان از خداوند منان خواستاریم  ...

وبی صبرانه منتظر چاپ رمان های بعدی ایشان هستیم .
وبا تشکر از انجمن قصه شهرستان دزفول و مدیریت آن آقای مهران بقایی

 گزارش اختصاصی  پایگاه خبری صبح ملت 
 مریم مفتوح

 


نظرات شما

admin-magz

Ranas

با آرزوی موفقیت روز افزون برای نویسنده جوان.

۱۳۹۸/۰۹/۱۱

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

lastnews

امیدیه به عنوان گرم‌ترین شهر جهان معرفی شد

کتاب خاطرات سفیر نوشته نیلوفرشادمهری در صدر فروش کتاب‌های نشر سوره مهر

آتش‌سوزی در پتروشیمی شهیدتندگویان ماهشهر

دزد بره‌های اندیمشک به دام افتاد

تخریب حوضچه‌های غیرمجاز پرورش ماهی در شادگان

رفع معضل لایروبی آبراه اروندرود

کشف 1879 بطری مشروبات الکلی در یکی از روستاهای باوی

آتش در منطقه گردشگری سه بلوطان شهر دهدز

سرقت کابل، 80 خانه را در شوشتر بی‌برق کرد!

توبه شکارچی گچسارانی پس از 23 سال به عشق شهید مدافع محیط زیست البرز زارعی

شعر خوانی طلبه جوان در بیمارستان دزفول و لبخند بیماران و کادر درمان

راننده بیرحم جان خرس زبان بسته را گرفت

جنجال ادعای وکیل طبری در دادگاه؛ نماینده دادستان معترض شد

ماجرای انگشت قطع شده پای قولنامه خانه

تیری که به خطا بر شقیقه دانشجوی پزشکی نشست

سویل خیابانی از محسن افشانی شکایت کرد؛ من و مادرم را کتک زد!

جزئیات متناسب سازی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی

برگزیدگان دومین دوره جشنواره ملی سینمایش

نمایشگاه کتاب تهران برگزار نمی‌شود

مراسم عروسی که به فوت پدر و مادر عروس و داماد ختم شد

اطلاعیه اداره برق دزفول :از بازاریان محترم درخواست میکنیم امروز یکشنبه 22تیرماه زودتر از موعد کار خودرا تعطیل کنند

آغاز ثبت نام چهارمین آزمون استخدام بخش خصوصی برای 18500 فرصت شغلی

آبرسانی به 27 روستای بخش شهیون دزفول

ضبط برنامه «عصر جدید» متوقف شد

کرونا زنجیر پاره کرد؛ هر 7دقیقه یک کشته در ایران

آماده‌باش خانواده‌ها برای دریافت کوپن!

کرونا؟ موشک هم عزاداری محرم را متوقف نکرد

تایید کرونایی شدن تعدادی از داوطلبان کنکور دکتری

پیام تسلیت فرهنگستان هنر در پی درگذشت استاد حبیب نقاش

‏ چراغ سبز به پرسپولیس در نقش جهان

گل‌گهر به قعر نزدیک‌تر شد

‏سهرابیان شب رویایی رحمتی را خراب کرد

‏ناراحتی قلعه‌نویی از هافبک سپاهان و اعتراض افاضلی به داور

‏نفت آبادان و نساجی امتیاز‌ها را تقسیم کردند

استقلال و تراکتور خودزنی کردند!

پیام تسلیت وفاق دزفول بزرگ به مناسبت درگذشت چهره ماندگار نقاشی ایران اسلامی و دزفول بزرگ مرحوم حبیب نقاش

درگذشت نخستین معلم کهکیلویه و بویر احمد

قطعی شدن طلای المپیک کمیل قاسمی

داستان بوم نقاشی مدرسه

تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان در مجلس کلید خورد

پویش من ماسک می زنم صبح ملت سری چهارم

رئیس جمهور در جلسه ستاد ملی مبارزه با بیماری کرونا: کرونا هراسی همانند عادی سازی و عادی انگاری بیماری کرونا، خطرناک است

گاز در پایتخت(نفت و گاز) مسجدسلیمان بر مردم سه هفته قطع شده است

‏اگر کسی در لیگ کرونا می‌گرفت نمی‌توانستیم خودمان را ببخشیم

🔘تنها راه ورود به آموزش و پرورش، شرکت در آزمون است

چرا حکم اعدام برای یک شراب خوار

‏گل‌محمدی: قرارداد 100 میلیونی در لیگ بوکس حرفی احساسی است

مرگ پیرترین دوقلوهای بهم چسبیده جهان

پرداخت پاداش مدال‌آوران 97

کوپن دوباره برمی گردد