آخرین مطالب

شعر وادبیات

کتاب «رامهرمز در نگاهی تازه»

کتاب ( رامهرمز در نگاهی تازه ) مجموعه ای از نگارش ها و تلاش جمعی از دوستداران تاریخ و فرهنگ رامهرمز است که توسط عبدالحمید کلانترهرمزی گردآوری و به چاپ سوم رسیده است .

غلط ننویسیم

کتاب «غلط ننویسیم» نوشته ابوالحسن نجفی

فراخوان جشنواره بین‌المللی «هایکو» در کشور هلند، برای دریافت فیلم‌های با نگاه شاعرانه منتشر شد

فراخوان جشنواره بین‌المللی «هایکو» در کشور هلند، برای دریافت فیلم‌های با نگاه شاعرانه منتشر شد و سینماگران تا روز ۱۳ آذر ماه جاری (۴ دسامبر ۲۰۲۱) فرصت دارند تا آثار خود را به این رویداد هنری ارسال کنند. جشنواره بین‌المللی «هایکو» Haiku با دبیری «محمد الأمین» Mohammad Amin شاعر عراقى مقیم هلند و با هدف گسترش رابطه شعر و سینما و ایجاد فرصت‌های جدیدی براى زبان مشترک بین شعر و سینما در روزهای ۱۹ و ۲۰ آذر ماه جاری (۱۰ و ۱۱ دسامبر ۲۰۲۱) به صورت برخط و آنلاین در شهر لاهه در کشور هلند برگزار مى‌شود.

معرفی کتاب " داستان کوتاه در ایران " اثر فاخر دکتر حسین پاینده

معرفی کتاب " داستان کوتاه در ایران " اثری فاخر و کاربردی از دکتر حسین پاینده در سه جلد به چاپ رسیده است این اثر بیشتر مناسب حال کسانی است که علاقه مند به خواندن ادبیات داستانی هستند، چه در قالب رمان و یا در قالب داستان کوتاه،

رونمایی از کتاب« جوانمرد»

آیین رونمایی از کتاب« جوانمرد» با حضور علی اکبر مزد آبادی نویسنده کتاب، محمد علی صمدی پژوهشگر، تحلیلگر و کارشناس حوزه دفاع مقدس وعلاقه‌مندان به حوزه ادبیات و نشر به همت کتابخانه دکتر شهیدی برگزار گردید

«پاییزه کتاب» آغاز به کار کرد

مدیر عامل خانه کتاب و ادبیات ایران از آغاز پاییزه کتاب ۱۴۰۰ با مشارکت ۹۸۰ کتابفروشی از سراسر کشور خبر داد.

چگونه کتاب نخوانیم

چگونه کتاب نخوانیم عنوان جالبی برای یک کتاب است؛ درحقیقت انگار میخواهد بگوید اگر می‌خواهید کتابخوان نباشید هم لازم است این کتاب را بخوانید!

با شاعران در قلمرو شعر به قلم مهری کیانوش راد

شعر کلامی فاخر و زیباترین سخنی است که در ادیبات متولد شده است . این مولود خجسته با رشد خود ، کم کم به عنوان هنری مستقل راه خود را از ادبیات رسمی جدا کرده و به عنوان نوعی سخن گفتن ویژه ، به هنردوستان ارایه می شود. این کلام فاخر و خالق واژگان جدید ، در لحظه ای ناگهانی بر احساس و ذهن شاعر جرقه می زند .

گزارش نشست هفتگی انجمن نقد ادبی خوزستان

دکتر داودرضا کاظمی دبیر انجمن نقد ادبی خوزستان: انواع قالبهای شعری، ظرف های دربرگیرنده متنند، شعر امروز- صرف نظر از قالب- باید کلیتی واحد و منسجم داشته باشد. کلیتی که در آن همه اجزا به هدف یا اهدافی مشترک میاندیشند. انسجامی که برآمده از اتحاد فضا و پیوستگی اجزا در همه وجوه زبانی شعر است.

سلام بی دود

در تفسیر سخن مولانا در فیه ما فیه، متن ۲۳۴

زندگی واقعی در این سو و آن سوی فضای مجازی

امروزه بخاطر امکانات ارتباط جمعی و نوع زندگی کنونی ، دوری از فضای مجازی امری اجتناب ناپذیر است و بعنوان یک سبک بر زندگی بشر تحمیل شده است و ما خواه ناخواه به دلایل مختلف اعم از کسب و کار، جستجوی مطالب و نیازهایمان، آگاهی یافتن از اخبار روزمره دنیا،آموزش و سرگرمی از شبکه های اجتماعی استفاده می‌کنیم.

ثبت دو رویداد ایرانی در تقویم بزرگداشت‌های یونسکو

با پیگیری‌های صورت‌گرفته، بزرگداشت هزار و پنجاهمین سالگرد تولد شیخ خرقانی و هشتصدمین سالگرد ملاقات تاریخی شمس و مولانا، در تقویم بزرگداشت‌های یونسکو برای دوسال آینده به ثبت رسید.

نشست انجمن شعر و ادبیات خوزستان

دکتر داودرضا کاظمی دبیر انجمن نقد ادبی خوزستان: شاعر باید در پی فراواقعیت ها و نوزایی و رستاخیز واژگان باشد. باید به خلاف آمد عادت بپردازد نه گزارش واقعیت های مسلم و عادی.

چرا زبان فارسی در دنیا رسمی نشد

مبرهن است ‌‌که بعد از ورود اسلام به ایران، نوعی درهم تنیدگی بین زبان فارسی و عربی ایجاد شد.

نشست انجمن شعر و ادب خوزستان

دکتر داودرضا کاظمی دبیر انجمن نقد ادبی خوزستان: بی توجه به زبان، تخیل، موسیقی، عاطفه و فرم و ساختار، نمی توان به شعر رسید.

نشست انجمن شعر و ادب خوزستان

دکتر داودرضا کاظمی دبیر انجمن نقد ادبی خوزستان: در روزگار پس از نیما- و بنا بر پیشنهاد او- واژه ها و عبارت ها با دکلماسیون طبیعی خود در شعر حضور می‌یابند. نشست‌های شعرخوانی و نقد آثار در انجمن نقد ادبی خوزستان در ششمین سال فعالیت این انجمن به خاطر شرایط کرونایی همچنان به صورت مجازی برگزار می گردد. سیصد و شانزدهمین نشست این انجمن عصر یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰ برگزار شد که در این نشست شاعران آثار خود را ارائه کرده و منتقدان انجمن درباره آن به بحث و بررسی پرداختند. تعداد اعضای گروه مجازی انجمن نقد ادبی خوزستان در این نشست ۱۹۷ نفر بود که از میان آنها شاعران و منتقدانی چون: دکتر داودرضا کاظمی، عزت الله کیانی، احمد تمیمی، سارا شجاعی، صدیقه صنیعی، فاطمه مقدم، نیلوفر عیسی زاده، کلثوم ستاوی، عبدالرضا فاطمی، نادیا حزباوی، مجتبی مشرف و فرزانه عضدی به ارائه اثر یا نقد سروده های شاعران همگروه پرداختند. برخی سروده ها و نقدهای صورت گرفته در این نشست به شرح ذیل هستند. سروده اول: به احترام دست‌هایم که می‌فهمند فرق تار را از تار تکیه می‌کنم به عمودی‌ترین مکثِ سلیقه‌ات و تو را می‌رسانم به قواره به راه که برسی سرِ کلماتِ درز نگرفته و محشورم کنی با شعر و شب که شاعره‌ها را شهره می‌کند تو شکاف‌های حقیقت را وصله کنی و من استناد کنم به استیکرهای آبی و به لبخند کوتوله‌ای که رویم لحاف می‌کشد تا من مغزِ تمامِ شعرها را دنبال سرم بگردم دوباره مزرعه بشوم و جمع کنم خاطرِ گل‌های درشتت‌ را که پابلندی به هیکلِ من زار انداخته و شعر همیشه شورِ شما را می‌زند. نیلوفر عیسی‌زاده دکتر داودرضا کاظمی در نقد این سروده نوشتند: تکرار اتصال فضا و معناهای گوناگون با استفاده از حروف ربط به ویژه حرف ربط «که» در فرازهایی از این سروده، زبان و به ویژه فرم شعر را تحت تاثیر قرار داده و تا حدودی آزار دهنده است (بنگرید به سطرهای دوم، دهم، چهاردهم و بیست و ششم). شیوه شکل گیری جملات مرکب و به ویژه نوع اتصال جمله های وابسته به شکلی است که فرم درونی شعر، از این حیث، تکرار و در نتیجه یکنواخت می شود. در همین راستا برخی دیگر از حرف های ربط حشو به نظر می رسند؛ چنانکه نبودنشان فرم درونی بهتری را رقم می‌زند. مثلا شعر را با حذف سطر شانزدهم و سطر بیستم، «و من» و «تا من»، بخوانید و ببینید چه می شود؟! اما تخیل و شاعرانگی سطرهایی چون: «عمودی‌ترین مکثِ سلیقه»، «تو را می‌رسانم به قواره»، «برسی سرِ کلماتِ درز نگرفته»، «شکاف‌های حقیقت را وصله کردن»، از جمله نقاط قوت این سروده است. جناس و واج آرایی در برخی از سطرها، موسیقی ساز واقع شده اما توجه شاعر به موسیقی درونی و معنوی در کل سروده آنچنانکه باید نیست. احمد تمیمی به عینیت و ذهنیت در این سروده پرداخت: (( شعر با تشخص بخشیدن به دست آغاز می‌شود و با تشخص به شعر به پایان می رسد. در بند اول *احترام دست* ترکیبی از عینیت و ذهنیت است که می تواند مخاطب را با خود همراه کند. بازی زبانی با *تار*که با جناس تام همراه است سبب زیباتر شدن این بند از شعر شده است. در ادامه شعر به سمت ذهنیت گرایش می یابد: «عمودی ترین مکث سلیقه، کلمات درز نگرفته» در ادامه عبارت «شکاف حقیقت» کمی شعارزده است. از نکات مثبت این شعر وارد شدن المان های امروزی به شعر است، البته میزان موفقیت آن محل بحث است. آنچه به نظرم رسید این است که آنجا که عینیت و ذهنیت کنارهم قرار گرفته اند امکان ارتباط گرفتن با شعر بیشتر است.))؛ سارا شجاعی نیز به عینیت و ذهنیت سروده اشاره کرد: (( شعر با ترکیبات عینی و انتزاعی همراه است؛ بعضی بندها عینیت بیشتر و بعضی انتزاعی ترند . این دو اگر در ترکیب با یکدیگر با عث خلق جریانی از تصاویر در ذهن مخاطب شوند بهتر است . واج ارایی در شعر نیز به زیبایی کار افزوده است)). سروده دوم: در دل من مانده بسی ، حرف نپرسیده کسی ای تو که از من نفسی ، برده به دیدار بیا قامت افراشته ای ، گلشن من کاشته ای بی ثمر انگاشته ای ، میوه بسیار! بیا ساده نوشتم سخنم ، تا تو بدانی که منم آنکه به جان داد و تنم ، در قدم یار بیا تو شه جانی و همه ، من نشناسم کلمه تا که نبینم صدمه ، از لب بیمار بیا عشقی و من با تو شهم ،عقلی و من با تو رهم منتظرم منتظرم ، ای دل و دلدار بیا تقدیم به امام عصر عج ۲۹/۷/۱۴۰۰ نادیا حزباوی دکتر داودرضا کاظمی، دبیر انجمن نقد ادبی خوزستان با اشاره به درستی وزن و قافیه در این سروده و موضوع و محتوی ارزشمند این سروده نوشت: اما عبارت ها و اشارت ها همگی برآمده از ادبیات، آشنا و بعضاً تکراری اند. آنچنانکه می توان گفت این شعر حرف تازه ای ندارد. برخی جمله ها هم که اصلاً منطق درستی ندارند. جملاتی مانند: «عشقی و من با تو شهم ،عقلی و من با تو رهم»، عبارت هایی اینچنین را شاعر باید بازنویسی و بازسرایی کند. احمد تمیمی نیز در نقد این سروده به فقر تخیل اشاره کرد. سروده سوم: در منتهای خلوت باد گیسوان پریشان میشوند از نفیر ساچمه ها « چهار باغ » را بالا و پایین کرده اند با تیتر درشت سکوت بروی « منارجنبان » جوخه ها به صلیب کشیده اند تار موها را بنگ ، بنگ ، بنگ ، چه پنهانی ترک بر میدارد پاییز برگ ریز « سی و سه پل » ع.فاطمی ‏ دکتر داودرضا کاظمی: این سروده ذهنی آغاز می شود، «در منتهای خلوت باد»، در ادامه نیز این تنها شاعر است که می داند چه می خواسته بگوید و چه گفته است. «به صلیب کشیدن تار موها»، معنای روشنی دارد اما این معنا در کنار چهارباغ و منارجنبان و پاییز سی و سه پل به فرم نمی رسد. اشارت ها پراکنده و ارتباط ها ضعیف است. گو اینکه وصف ها نیز اغلب آشنا و بعضاً تکراری اند. احمد تمیمی با اشاره به ابهام در این شعر نوشت: (( ابهام در این سروده نتیجه عمیق تر شدن و چندلایگی معنا نیست. بلکه ناشی از مبهم بودن است. ابهامی که منجر به شاعرانگی می شود با ابهامی که در نتیجه عدم ایجاد تناظرها و تناسب های معنایی است متفاوت است و ابهام در این سروده به زعم من از نوع دوم است. هرچند باید این حرکت شاعر را که از مستقیم گویی در حال فاصله گرفتن است ستود.))؛ سارا شجاعی با اشاره به پایان مبهم شعر، اعتقاد داشت تکنیک در این سروده بر شاعرانگی تفوق دارد. سروده چهارم: به تن کن رخت "زیبا شادِ" زن های شمالی را و از روی تنم بنداز تن پوش زغالی را بیا اثبات کن در عشق،اما و اگر پوچ است بیا تغییر ده قانون "رویای محالی" را به اخبار حسودان پس زدی عشق مرا ای "عشق" چرا آموختی از دیگران بی اعتدالی را مرا پس میزنی با دست و با چشمات میخوانی ولی من دوست می دارم چنین حالی به حالی را تو هرشب باده ات را با که می نوشی که من اینجا ز آب دیده می نوشانم این گُل های قالی را کنارم می نشینی توی خوابِ خسته ام،هرشب بیا تعبیر کن در استکانم جای خالی را کلثومه ستاوی(هانے دکتر داودرضا کاظمی در نقد این سروده با اشاره به سالم بودن فرم و خوش آهنگی سروده اضافه کرد: ترکیب غیر اضافی «زیباشاد» در مصرع اول خوش درخشیده است. در مصرع دوم فعل «بنداز» از یکدستی زبان غزل می کاهد مانند واژه «چشمات» در بیت چهارم. شاعر باید فقط به ضرورت سراغ زبان محاوره برود و جز در مواقعی که استفاده از واژگان زبان محاوره به زیبایی و رسایی می‌رسند، از آنها استفاده نکند. از سوی دیگر هر فعلی حرف اضافه مخصوص به خود را طلب می‌کند. «از روی تنم بنداز» درست نیست. از روی تنم بردار درست است. جملاتی مانند: «تو هرشب باده ات را با که می نوشی ...» نیز بی ایراد نیستند، این فضاها مربوط به غزل در سده های پیشین است و با زندگی امروزین ما تناسب چندانی ندارد. امروزه به شراب باده نمی گویند. وانگهی تصاویر و مضامین در دسترس و عینی تری را برگزینید. عزت الله کیانی نیز در نقد این سروده ضمن اشاره به نقش قافیه ها در این سروده نوشت: (( در ابتدای شعر که گفته‌اند "به تن کن" منظورشان قاعدتا این بوده که به تن من کن و بیان ناقص است.از نظر ترتیب هم مضمون مصرع دوم بایستی اول بیاید و ابتدا رخت زغالی را از تن جدا کند و سپس زیباشاد بپوشد با بپوشاند، افزون بر این، وجود واژه ی "بنداز" در این بیت، عامیانه است و خدشه ای است به یک دستی غزل. چیزی نزدیک به گونه ی زیر باشد بهتر است: بیایی دور می اندازم این رخت زغالی را بپوشم رخت زیبا شادِ زن های شمالی را شاعر در سرودن توانمند است و می تواند بیشتر به ناگفته ها بپردازد و رد پای خودش را در شعر به جا بگذارد. )) سارا شجاعی نیز به مضامین تکراری و بیان متناقض در بعضی بیت ها اشاره کرد. سروده پنجم: کسی که با منِ از پا فتاده کار نداشت شکستن دلِ بیچاره افتخار نداشت نخواستم که به وقت فراق گریه کنم ولی دریغ! دلم بی تو اختیار نداشت گذشته کار ز کارم ولی بدان ای دوست دلِ شکسته ی ما ارزش شکار نداشت چنان به جانِ نحیفم هجوم آوردی که از تو بر تن من زخم ها شمار نداشت پس از گذشتن عشق از منِ فتاده ز پا برای دیدنت ای مرگ! دل قرار نداشت دلم گذشت ز من! مانده ام بدون دلم! که حال و حوصله صبر و انتظار نداشت و کوچ میکنم از شهر، پا به پای سفر که جا برای وجودِ من این دیار نداشت سراغ شعر نگیرید، آه..شعرِ دلم هرآنچه داشت، گلی خفته بر مزار نداشت... مجتبی مشرّف دکتر داودرضا کاظمی در نقد این سروده نوشت: وزن عروضی و قافیه و فرم بیرونی که قالب غزل است، در این سروده حسب حالی و عاشقانه به خوبی شکل گرفته است. شاعر ذوق خوبی دارد و در سراسر شعر وحدت موضوعی برقرار کرده است. کاش در برخی از ابیات مضامین امروزی و تازه تری به کار بسته بود. در برخی از ابیات مانند مطلع غزل، ارتباط افقی میان دو مصرع یا شکل نگرفته و یا کمرنگ است. کاربرد افعال به شیوه کهن مانند دوبار استفاده کردن از فعل «فتادن» به جای «افتادن» در زبانی که بافت آرکائیک ندارد، انتخاب خوبی به نظر نمی رسد. در روزگار پس از نیما- و بنابر پیشنهاد او- واژه ها و عبارت ها با دکلماسیون طبیعی خود در زبان معیار به کار می روند. یعنی با همان شیوه ای که در زبان معیار حضور دارند، نه باشیوه های کهن و نه با گویش ها و لایه های متفاوت زبانی و... سارا شجاعی نوشت: (( بعضی بیت ها زیبا، بعضی بیت ها نیازمند توجه و بعضی ها نارسا هستند))؛ سروده ششم: زنی گم کرده راهم. که گاهی شال می بافم گهی تا انتهای غم می فشارم پدال چرخ را. گاه با ملودی گندمزار به رقص درایم. گاه می پیچم لای کوفته ها عطر عشق و لبخند را هم نوا میشوم با قامت رعنای نخل سر بریده ودر کنارش مرثیه میخوانم گاهی هم پایه رقص دخترکان میشوم. گفتگوها دارم با سایه بر دیوار نشسته ات اسمان نیز باردار غم شده و از درد زایمان صاعقه میزند. و من زمزمه میکنم لالایی عاشقانه برای کودک سر به هوا و شیطان درونم ولی هنوز ولی هنوز من همان گم کرده راهم. فرزانه عضدی دکتر داودرضا کاظمی نوشت: این سروده در درجه نخست اطناب دارد. برخی از سطرها هم عادی هستند یعنی در آنها اتفاق شاعرانه‌ای رقم نمی‌خورد. «گاهی شال می بافم»، «می فشارم پدال چرخ را»، «گاهی همپایه رقص دخترکان می شوم» و ... عناصر متن نزدیک به هم انتخاب شده‌اند، عینی و در پیوند با موضوعند اما آنچنان که باید خیال انگیز به کار گرفته نمی‌شوند. در واقع متن در حوزه تخیل حرف چندانی برای گفتن ندارد. البته وصف هایی در خور توجه دارد اما این به تنهایی کافی نیست. احمد تمیمی اعتقاد داشت این متن راه زیادی تا شعر شدن دارد و از نظر سارا شجاعی نیز این متن، بیان نثرآمبز لحظات راوی است. سروده هفتم: قو: بی تواین روزهای خسته وسرد،خالی ازهرامیدمیمیرم نی بی بند می شوم اما، مثل سروی رشید می میرم دل من رابه خاک نسپاری،برمزارم گلاب نگذاری چون به دریای سینه ات یک شب،هم چوقویی سپیدمیمیرم به کدامین گناه ناکرده؟ وکدامین غمی که پیرم کرد؟ مثل احساس ابرهمراه گریه های شدیدمیمیرم دل من داشت زندگی میکرد، ذوق شعرم ترک ترک میشد پرحس کسالتم ،امروز، آخرش ناامیدمیمیرم قبله ی چشم میشی توکجاست؟به کدامین جهت نمازکنم؟ دل خوش ازاینکه باورم داری، من به شوقت شهیدمیمیرم آنقدرکودکم که گم شده ام،درخیابان بی دروپیکر سربچرخان ورهنمایم باش،چون شوی ناپدید،میمیرم عشق راباهوس نیالودم،تادم مرگ عاشقت بودم نفس آخرم به یادشماست،مرگ بی تورسید،میمیرم. صدیقه صنیعی دکتر داودرضا کاظمی در نقد این سروده نوشت: «نی بی بند می شوم»، یعنی بی صدا، ساکت، بی سود، بی فایده و حتی بی هدف و بی‌هویت، هنر سازه های این چنین متن را به ادبیت می رساند. بیان تصویری و خیال انگیز، پیچیده در تمهیدات بیانی و بلاغی، این قدرت القایی تشبیه و تمثیل است که می تواند اینگونه دوری از محبوب یا معشوق را خیال انگیز نشان دهد. شاعر باید در پی چنین تمهیداتی باشد و از وصف هایی چون: «غمی که پیرم کرد»، بپرهیزد زیرا عادی و تهی از تخیلند. وزن و قافیه و قالب شعر تندرست است. غزل زبانی لطیف و صمیمی دارد. حس برانگیز است. موضوعی مشخص و بافتی منسجم دارد. روز بازتاب پلاکی آویخته بر گردن خاک تکرار اسطوره های بی تکرار به وقوع پیوسته اند آیه ها بر پیشانی ات تلاوت می شوی هر روز لابلای زنجیره ها تاریخ وعده ای بود ناخوانده در کشت زار زخم و آیینه ابرها نیمه دیگر تو بودند جان سپرده بر لبخند شکوفه تفحص میکنم لبخندت را در گذرگاهی نا سروده در سطر های خالی این سرزمین جامانده در اسارتی سپید ..........از فانوس کمک می گیرم فاطمه مقدم دکتر داودرضا کاظمی اعتقاد داشت این سروده نسبت به سروده های قبلی ضعیف تر است و عبارت ها و وصف ها یکدست نیست. برخی مثل «روز/ بازتاب پلاک بر سینه خاک» زیبا و مخیل و بعضی قابل قبول مانند «به وقوع پیوستن آیه ها» و بعضی چون «اسطوره های بی تکرار» ضعیف و شعاری اند. احمد تمیمی نوشت : ((شعر با تعبیر زیبا و تاویل شروع می شود اما *تکرار اسطوره های بی تکرار* به نظرم توضیح است و قابل حذف.در ادامه به نظرم شعر به خوبی ادامه پیدا می کند و به موقع و با سطری زیبا به پایان می رسد.))؛ سارا شجاعی ضمن برشمردن سطرهای زیبای این سروده، آن را نیازمند ویرایش و موجزتر شدن دانست پایان

آیا من دزدم؟

یکی از ایرانیان مقیم‌ خارج از کشور مقاله زیبایی نوشته تحت عنوان "آیا من دزدم؟" ایشان برای بیان این مطلب به دو رخداد که برای او پیش آمده است اشاره میکند

اولین خبرنگار تمام عیار ایرانی

بیهقی همیشه مترصد اخبار تازه است. وقتی یه او خبر می رسد که در شهر آشوبی به پا شده است، دفترش را برمی دارد و چونان خبرنگاری به سرعت خود را به صحنه می رساند تا چیزی را از دست ندهد.

آخرین مطالب

طراحی سایت ارزان و حرفه ای با آسان وب

افتتاح جاده ی مواصلاتی مسجدسلیمان_ایذه

آیت‌الله علم‌الهدی: اصفهان منطقه شهید حججی‌هاست/اصل تجمع مردم اصفهان به حق بود

بررسی نتایج به دست‌آمده/ ازسرگیری گفت‌وگوها هفته آینده بعد از بازگشت هیأت‌ها

رادیو شوش منتشرشد

رجایی،فعال سیاسی : مشکلات به حدی زیاد شده که مردم توان ایستادگی ندارند/ کشور تاوان تندروی‌های گروهی از افراطیون را می‌دهد

صدور ویزای توریستی ایران متوقف شد؟

قرداحی: برای حل بحران لبنان و عربستان استعفا می‌دهم

توافق فرانسه و امارات برای فروش جنگنده‌های پیشرفته رافائل

رادیوخبری خوزستان منتشرشد

رادیو خبری صبح ملت ویژه شهرستان دزفول منتشرشد

سارقان حرفه ای کابل و سیم در شهر امام ، دزفول در دام پلیس

بالاخره کارگر خرمشهری خندیدبه روایت تصویر

رویترز:در حالی که ایران پیشنهادات خود را مطرح می کند، بلینکن در مورد مذاکرات هسته ای ضعیف عمل می کند

صدای مخاطب / مردم را دریابید

کتاب «رامهرمز در نگاهی تازه»

پرنده رباتیک با توانایی بی‌نظیر در گرفتن شاخه‌ درختان

بلینکن: روسیه و آمریکا موافق داشتن روابط قابل پیش‌بینی هستند

وزیر اقتصاد خبر داد وام 10 میلیونی قرض‌الحسنه به سرپرستان کرونایی

انتخاب برگزیده های مصنوعات صنایع دستی صنعتگران کشور

رییس بسیج مستضعفین کشور: بسیج خوزستان در الگوسازی اقتصاد مقاومتی مردم سالار پیشتاز است

تاج به تاراج رفته...

قبض های چند صد میلیون تومانی در انتظار قربانیان تماس های مشکوک خارجی

واحد اطلاعات اکونومیست، شهر تل آویو را گران قیمت ترین شهر جهان و تهران را بیست و نهمین شهر از این نظر معرفی کرد.

باران نجات بخش زریوار شد

سرلشکر موسوی: به قابلیت و پیشرفت‌های مهمی در حوزه تجهیزات دست یافته‌ایم

رئیس بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای: ایران بیش از 30 میلیون «گیمر» دارد

به بهانه روز جهانی ایدز؛ آیا آینده ای روشن در انتظار بیماران مبتلا به ایدز خواهد بود؟

حضور قالیباف در کاشمر برای شرکت در مراسم بزرگداشت شهید مدرس

گروسی: غنی‌سازی 90 درصدی در ایران وجود ندارد/ امیدوارم به‌زودی به توافق برسیم