• صفحه اصلی
  • سیاسی
  • فرهنگی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ورزشی
  • فیلم سینما
  • تئاترو نمایش
  • جهان
Menu
  • صفحه اصلی
  • سیاسی
  • فرهنگی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ورزشی
  • فیلم سینما
  • تئاترو نمایش
  • جهان
صفحه اصلی اجتماعی

یادداشت حمزه امیری؛نجات ملی یا سقوط جمعی

پدیده استقبال از فشار خارجی علیه یک کشور را نمی‌توان صرفاً با برچسب‌های سیاسی توضیح داد. آنچه در اینجا رخ می‌دهد

rashidpoor206 توسط rashidpoor206
فروردین ۱, ۱۴۰۵
در اجتماعی, اخبار, سیاسی, نقد و بررسی
مدت زمان مطالعه: 1 دقیقه
0
0
اشتراک گذاری ها
4
بازدیدها
اشتراک گذاری درواتس آپاشتراک گذاری در تلگراماشتراک گذاری در توییتر
تبلیغات

✍️ حمزه امیری؛ دانش‌آموخته دکتری علوم شناختی (گرایش شناخت اجتماعی)
پدیده استقبال از فشار خارجی علیه یک کشور را نمی‌توان صرفاً با برچسب‌های سیاسی توضیح داد. آنچه در اینجا رخ می‌دهد، نتیجه فرایندی پیچیده از تغییر در چهارچوب‌های شناختی و هویتی است. در میدان جنگ ترکیبی، ذهن جامعه هدف به یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های رقابت تبدیل شده است. در چنین شرایطی، فهم سازوکارهای این عارضه شناختی نه‌تنها برای تحلیل تحولات سیاسی، بلکه برای درک آینده انسجام اجتماعی در هر جامعه‌ای اهمیت حیاتی دارد.

در بسیاری از جنگ‌ها، واکنش جوامع نسبتاً قابل پیش‌بینی است. وقتی کشوری هدف حمله خارجی قرار می‌گیرد، حتی منتقدان سرسخت دولت نیز معمولاً در دفاع از سرزمین خود با دیگران همصدا می‌شوند. در علوم سیاسی از این پدیده با عنوان «اثر پرچم» یاد می‌شود؛ لحظه‌ای که تهدید خارجی باعث تقویت همبستگی داخلی می‌شود. اما گاهی صحنه‌هایی دیده می‌شود که این الگو را به‌طور کامل وارونه می‌کند. برای بسیاری از وطن‌دوستان و ایرانیانی که پیوند عاطفی عمیقی با سرزمین خود دارند، دیدن واکنش‌هایی از جنس شادی، پایکوبی یا استقبال برخی فارسی‌زبانان در هنگام حمله به خاک کشور، صحنه‌ای عجیب و حتی بهت‌آور است. درحالی‌که جنگ با خود خسارات انسانی، تخریب زیرساخت‌ها و رنج اجتماعی به همراه دارد، گروهی از کاربران در فضای مجازی نه‌تنها این رخدادها را محکوم نمی‌کنند، بلکه گاه آن را به‌عنوان «آغاز رهایی» توصیف می‌کنند.

RelatedPosts

مسابقه هفتگی باشگاه شطرنج صبا

استاندار خوزستان: شوش جلوه گاه تمدن و فرهنگ ایران است

اختتامیه پانزدهمین جشنواره بین المللی شعر رضوی در جوار شاعر امام رضا(ع)

در لایه‌ای فراتر، پدیده‌ای حتی دشوارتر برای درک نیز مشاهده می‌شود: درخواست برخی افراد از یک بازیگر خارجی- آن هم بازیگری که کارنامه‌ای سیاه و بحث‌برانگیز در مداخلات نظامی دارد – برای حمله به کشور خود. این درخواست‌ها اغلب با واژگانی مانند «نجات»، «آزادی» یا «پایان وضعیت موجود» توجیه می‌شوند. این وضعیت زمانی پیچیده‌تر می‌شود که پیامدهای واقعی جنگ آشکار می‌شود. با نمایان شدن آثار ویرانگر جنگ، انتظار می‌رود کسانی که پیش‌تر از وقوع آن استقبال کرده‌اند دست‌کم در موضع خود تجدیدنظر کنند، اما در برخی موارد چنین نمی‌شود. حتی پس از مشاهده پیامدهای جنگ، برخی از همین افراد به جای تأکید بر مقاومت یا همبستگی ملی، نسخه تسلیم یا پایان فوری جنگ را تجویز می‌کنند؛ گویی پایان درگیری می‌تواند فشار روانی ناشی از تناقض میان انتظار ذهنی و واقعیت بیرونی را کاهش دهد.

این پدیده اگرچه در نگاه اول صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی به نظر می‌رسد، اما در واقع می‌تواند نشانه‌ای از فرایندی عمیق‌تر در سطح ادراک اجتماعی باشد؛ فرایندی که در ادبیات علوم اجتماعی با مفاهیمی چون ازخودبیگانگی، گسست هویتی و بازمهندسی ادراک جمعی توضیح داده می‌شود.

چگونه برخی فارسی‌زبانان به استقبال جنگ علیه وطن رفتند
در ادبیات جدید امنیتی، اصطلاح «جنگ ترکیبی» به نوعی از رقابت قدرت‌ها اشاره دارد که در آن میدان اصلی نبرد تنها عرصه نظامی نیست. در این نوع جنگ، اقتصاد، رسانه، فناوری و به‌ویژه ذهن انسان‌ها به عرصه‌های اصلی رقابت تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی، هدف صرفاً تغییر موازنه نظامی نیست؛ بلکه تغییر در ادراک عمومی و چهارچوب‌های ذهنی جامعه است. به بیان دیگر، جنگ زمانی به مرحله‌ای عمیق‌تر می‌رسد که جامعه هدف نه‌تنها در برابر فشار خارجی مقاومت نکند، بلکه بخشی از آن حتی آن فشار را به‌عنوان «راه‌حل» بپذیرد. برای فهم چنین وضعیتی، باید به سراغ چهارچوب‌های نظری علوم اجتماعی رفت.

یکی از نخستین مفاهیمی که می‌تواند به فهم این پدیده کمک کند، مفهوم ازخودبیگانگی است که در آثار کارل مارکس مطرح شد. در این نظریه، فرد در شرایطی قرار می‌گیرد که احساس می‌کند دیگر به ساختار اجتماعی و سیاسی پیرامون خود تعلق ندارد. جامعه به جای آنکه «خانه» فرد باشد، به ساختاری بیرونی و حتی خصمانه تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، سرنوشت جامعه دیگر به‌عنوان سرنوشت شخصی فرد تلقی نمی‌شود. بنابراین رخدادهایی که برای اکثریت جامعه دردناک است، ممکن است برای فرد بیگانه‌شده حتی اهمیت چندانی نداشته باشد.

در نظریه هویت اجتماعی که توسط هنری تاجفل توسعه یافت، افراد بخشی از هویت خود را از عضویت در گروه‌های اجتماعی- از جمله ملت- می‌گیرند؛ اما اگر این پیوند هویتی تضعیف شود، فرد ممکن است نه‌تنها از گروه فاصله بگیرد، بلکه در مواردی حتی در موضعی فعال علیه آن قرار گیرد. در چنین شرایطی، مرز میان «ما» و «آن‌ها» تغییر می‌کند. جامعه‌ای که فرد در آن زندگی می‌کند دیگر «گروه خودی» محسوب نمی‌شود.

فرانتس فانون در تحلیل روان‌شناسی استعمار نشان داد که سلطه طولانی‌مدت می‌تواند نوعی احساس حقارت درونی ایجاد کند. در این وضعیت، فرد فرهنگ و جامعه خود را فروتر از جهان بیرونی می‌بیند. درنتیجه، نظام‌های خارجی نه‌فقط قدرتمندتر، بلکه حتی اخلاقاً برتر تصور می‌شوند. وقتی چنین تصوری تثبیت شود، مداخله خارجی دیگر به‌عنوان تهدید دیده

نمی‌شود؛ بلکه ممکن است به‌عنوان «نجات» یا «اصلاح» تصویر شود.

 

در بسیاری از مطالعات افراط‌گرایی، رادیکالیزاسیون به معنای دشمنی شدید با یک گروه بیرونی است، اما در برخی موارد فرایندی معکوس رخ می‌دهد: فرد یا گروهی جامعه خود را منشأ شر تلقی کرده و نابودی آن را راه‌حل می‌داند. در چنین شرایطی، فشار خارجی یا حتی حمله نظامی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای «پاکسازی» یا «تغییر» توجیه شود.

بررسی ادبیات شناخت اجتماعی و مطالعات جنگ شناختی نشان می‌دهد پدیده‌ای که در آن بخشی از جامعه حتی فشار یا حمله خارجی را به‌عنوان راه‌حل می‌پذیرد، معمولاً در یک فرایند تدریجی شکل می‌گیرد. این فرایند را می‌توان در قالب پنج مرحله توضیح داد.

 

فرایند گسست شناختی معمولاً با فرسایش تدریجی اعتماد نهادی آغاز می‌شود. در این مرحله چند روند هم‌زمان رخ می‌دهد؛ برجسته‌سازی مستمر ناکارآمدی‌ها، تعمیم خطاهای موردی به فساد ساختاری و تقویت روایت اصلاح‌ناپذیری سیستم. نتیجه این روند شکل‌گیری نوعی احساس بن‌بست سیاسی و اجتماعی است. در چنین شرایطی، بخش‌هایی از جامعه به این نتیجه می‌رسند که تغییر از درون ممکن نیست. از نظر روان‌شناختی، این مرحله با آنچه در نظریه ناامیدی آموخته‌شده توصیف می‌شود همخوانی دارد.

 

گام بعدی تشدید شکاف‌های اجتماعی است. در این مرحله جامعه در چند سطح قطبی می‌شود. در قطبی‌سازی افقی شکاف میان گروه‌های اجتماعی، قومی، نسلی یا طبقاتی تشدید می‌شود. با قطبی‌سازی عمودی شکاف میان مردم و نهادهای حاکمیتی افزایش می‌یابد و درنتیجه، هویت‌های خرد جایگزین هویت ملی می‌شوند. از منظر نظریه هویت اجتماعی تاجفل، در این مرحله گروه ملی دیگر مرجع اصلی هویت نیست.

 

در مرحله بعد ادراک تاریخی جامعه دستخوش تغییر می‌شود. چند سازوکار در اینجا فعال می‌شوند؛ روایت تاریخی با تمرکز بر شکست‌ها و حذف یا کم‌رنگ‌سازی نقاط افتخار تاریخی تحریف می‌شود. حافظه جمعی با ایجاد روایت پیوسته‌ای از ناکامی‌های تاریخی مورد دستبرد قرار می‌گیرد و درنهایت با تغییر در اسناد علّی جمعی مشکلات نه به‌عنوان خطاهای اصلاح‌پذیر، بلکه به‌عنوان ویژگی‌های ذاتی جامعه تفسیر می‌شوند. در این مرحله نوعی احساس خودتحقیری جمعی شکل می‌گیرد. این همان پدیده‌ای است که فانون از آن به‌عنوان درونی‌سازی برتری بیرونی یاد می‌کند.

 

پس از این، جابه‌جایی مرجع هویتی رخ می‌دهد که در آن یک تغییر اساسی در ساختار ادراکی رخ می‌دهد و مرجع مشروعیت و الگوی مطلوب جامعه از داخل به خارج منتقل می‌شود. در چنین شرایطی نظام‌های خارجی به‌عنوان الگوی مطلوب معرفی می‌شوند و بازیگران خارجی به‌عنوان «داور مشروع» تصویر می‌شوند. در این مرحله جامعه هدف به‌طور فزاینده‌ای در معرض برتری‌سازی نظام خارجی قرار می‌گیرد.

 

در مرحله نهایی، گسست هویتی به سطحی می‌رسد که جامعه خود به‌عنوان منشأ بحران تصور می‌شود. در این مرحله چند پدیده هم‌زمان دیده می‌شود. با نرمال‌سازی گفتمان فروپاشی بحث درباره فروپاشی یا مداخله خارجی از یک تابو به یک گزینه قابل بحث تبدیل می‌شود. هم‌زمان ایده‌های رادیکال و مفاهیمی مانند تحریم شدید، فشار خارجی یا حتی حمله نظامی به‌عنوان ابزار تغییر مطرح می‌شوند. در شدیدترین حالت، بخشی از جامعه ممکن است حتی از فشار خارجی علیه کشور خود استقبال کند. این همان وضعیتی است که می‌توان آن را رادیکالیزاسیون معکوس نامید.

 

پلتفرم‌های دیجیتال این روند را به شکل قابل توجهی تسریع می‌کنند. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی معمولاً محتواهای هیجانی، قطبی‌کننده یا رادیکال را بیشتر تقویت می‌کنند. نتیجه این فرایند شکل‌گیری اتاق‌های پژواک شناختی است که در آن کاربران عمدتاً با روایت‌هایی مواجه می‌شوند که باورهای قبلی آنان را تأیید می‌کند. در چنین محیطی، فرایند بازمهندسی ادراک جمعی با سرعت بیشتری رخ می‌دهد.

 

از سویی مشاهده می‌شود حتی پس از حادث شدن جنگ و مشاهده خسارت‌های سنگین مادی و معنوی، افراد آسیب‌دیده در جنگ شناختی که در ابتدا جنگ را نسخه رهایی می‌دانستند این بار بر تسلیم اصرار می‌کنند. بر اساس نظریه ناهمسانی شناختی، زمانی که فرد میان باور قبلی و واقعیت تجربه‌شده تعارض مشاهده می‌کند، تلاش می‌کند این تعارض را کاهش دهد. دو راه برای این کار وجود دارد؛ تغییر باور اولیه یا بازتفسیر واقعیت. در برخی موارد، افراد برای کاهش این تنش روانی ممکن است به این نتیجه برسند که «پایان سریع جنگ» حتی از طریق تسلیم بهتر از ادامه مقاومت است. این نتیجه‌گیری می‌تواند نوعی راه روانی برای کاهش فشار ناشی از تناقض ذهنی باشد.

 

مطالعه تحولات چند دهه اخیر نشان می‌دهد پدیده‌ای که در آن بخشی از جامعه نسبت به فشار خارجی علیه کشور خود موضعی همدلانه یا حتی حمایتی اتخاذ می‌کند، در موارد مختلفی در جهان مشاهده شده است. بررسی این نمونه‌ها می‌تواند به فهم سازوکارهای شناختی این پدیده کمک کند. یکی از نمونه‌های قابل تو

جه در این زمینه، تحولات یوگسلاوی در دهه ۱۹۹۰ است. در سال‌های پایانی این کشور، چند روند هم‌زمان رخ داد؛ تشدید قطبی‌سازی قومی و هویتی، بازنویسی روایت‌های تاریخی میان گروه‌های مختلف و همچنین تضعیف هویت مشترک یوگسلاویایی. درنتیجه، بسیاری از شهروندان دیگر خود را بخشی از یک ملت مشترک نمی‌دانستند. این گسست هویتی باعث شد برخی گروه‌ها حتی از مداخله خارجی برای تغییر وضعیت استقبال کنند. درنهایت، ترکیب فشارهای داخلی و خارجی به فروپاشی این کشور انجامید.

نمونه دیگری که در مطالعات علوم سیاسی مورد توجه قرار گرفته، عراق در آستانه حمله ۲۰۰۳ است. در سال‌های پیش از جنگ شکاف‌های قومی و مذهبی تشدید شده بود، اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی به‌شدت کاهش یافته بود و روایت‌هایی درباره «نجات از بیرون» در برخی گروه‌ها شکل گرفته بود. در چنین فضایی، بخشی از جامعه تصور می‌کرد مداخله خارجی می‌تواند به پایان بحران‌ها منجر شود. با این حال تجربه پس از جنگ نشان داد که پیامدهای واقعی چنین مداخلاتی معمولاً بسیار پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر از آن چیزی است که در روایت‌های پیشین تصور می‌شود.

تحولات لیبی در سال ۲۰۱۱ نیز نمونه دیگری از این الگو است. در جریان بحران سیاسی این کشور، برخی گروه‌ها از مداخله خارجی به‌عنوان راهی برای پایان دادن به وضعیت موجود استقبال کردند؛ اما پس از سقوط حکومت مرکزی، لیبی وارد دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی سیاسی و درگیری‌های داخلی شد. این تجربه در بسیاری از مطالعات سیاست بین‌الملل به‌عنوان نمونه‌ای از شکاف میان تصویر ذهنی از مداخله خارجی و پیامدهای واقعی آن مورد بررسی قرار گرفته است.

نمونه دیگر را می‌توان در تحولات اوکراین در سال‌های اخیر مشاهده کرد. در این کشور، رقابت روایت‌های ژئوپلیتیک میان شرق و غرب باعث شکل‌گیری شکاف‌های هویتی عمیقی در جامعه شد. در برخی مناطق روسیه به‌عنوان مرجع هویتی دیده می‌شد و در مناطق دیگر، غرب به‌عنوان الگوی مطلوب معرفی می‌شد. این قطبی‌سازی هویتی درنهایت به یکی از زمینه‌های اصلی بحران سیاسی و جنگ تبدیل شد.

بررسی این نمونه‌ها نشان می‌دهد پدیده گسست هویتی و استقبال از فشار خارجی معمولاً در شرایطی شکل می‌گیرد که چند عامل به‌طور هم‌زمان فعال باشند؛ فرسایش اعتماد نهادی، قطبی‌سازی اجتماعی شدید، بازنویسی روایت‌های تاریخی توسط دیگران و انتقال مرجع مشروعیت به بیرون. در چنین شرایطی، جامعه ممکن است به جایی برسد که بخش‌هایی از آن فشار خارجی را به‌عنوان ابزار تغییر بپذیرند.

آنچه در این گزارش مورد بررسی قرار گرفت، پدیده‌ای است که می‌توان آن را گسست شناختی از سرنوشت ملی نامید. این پدیده معمولاً در نتیجه یک فرایند تدریجی شکل می‌گیرد که شامل فرسایش اعتماد، قطبی‌سازی اجتماعی، بازمهندسی روایت‌های تاریخی و جابه‌جایی مرجع هویتی است. در شرایط جنگ ترکیبی، این فرایندها می‌توانند به نقطه‌ای برسند که بخشی از جامعه فشار خارجی علیه کشور خود را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان «راه‌حل» تلقی کند. فهم این پدیده نیازمند توجه هم‌زمان به عوامل اجتماعی، رسانه‌ای و شناختی است. تنها با چنین نگاهی می‌توان پیچیدگی‌های تحولات سیاسی و ادراکی در جهان معاصر را بهتر درک کرد.

برچسب ها: سیاست
تبلیغات
rashidpoor206

rashidpoor206

محمد رشیدپور متولد آبان 1361 دارای مدرک کارشناسی ارشد حسابداری. دارای مدرک مدیر فنی بند (ب) گردشگری ، دارای مدرک روزنامه نگاری صلح از موسسه مطالعات جهان و سازمان ملل متحد . فعال در حوزه ادبیات و فرهنگ. دارای تالیفاتی در حوزه مالی (فارکس) و بیش از 180 نوشته و دلنوشته سیاسی-اجتماعی. علاقمند به حوزه خرده فرهنگ ها. مدرس دورس اولیه خبرنویسی و خبرنگاری. عاشق طبیعت و معماری سنتی ایران عکاس آماتور و علاقمند‌ به عکاسی از بنا ء تاریخی و طبیعت. علاقه مند به حوزه اجتماعی و فرهنگی و‌ اعتقاد به برخورداری مردم از اطلاع رسانی صحیح و به موقع.

اخبار ویژهمطلب مهم

شطرنج باز برتر دزفول

توسط باران
دی ۱۹, ۱۴۰۳
0
518

به گزارش خبرنگار صبح ملت نیوز، در مصاحبه اختصاصی خبرنگار صبح ملت نیوز با مهندس صبوئی ریاست هیئت شطرنج شهرستان...

تقدیر فرمانده سپاه خوزستان ازسجادخراسانی مدیر روابط عمومی شرکت فولاد اکسین

تقدیر فرمانده سپاه خوزستان ازسجادخراسانی مدیر روابط عمومی شرکت فولاد اکسین

توسط عادل سعیدی
اردیبهشت ۲۴, ۱۴۰۳
0
486

به گزارش رسانه صبح ملت  ، از رسانه فولادسازان -ظهر امروز ۲۴ اردیبهشت ماه آیین گرامیداشت روز ارتباطات و روابط...

نخستین جشنواره ملی« داستان کوتاه کوتاه هشت» برگزیدگان اولیه خود را شناخت

نخستین جشنواره ملی« داستان کوتاه کوتاه هشت» برگزیدگان اولیه خود را شناخت

توسط سمیه مقدمی نیا
اردیبهشت ۶, ۱۴۰۴
0
430

نخستین جشنواره ملی« داستان کوتاه کوتاه هشت» برگزیدگان اولیه خود را شناخت نتایج آثار را‌ه‌یافته به مرحله نیمه نهایی جشنواره...

شطرنج باز برتر دزفول

توسط باران
دی ۳, ۱۴۰۳
0
372

به گزارش خبرنگار صبح ملت نیوز، در مصاحبه اختصاصی خبرنگار صبح ملت نیوز با مسئول کمیته استعدادیابی هیئت شطرنج شهرستان...

یادداشت مسعود طالبی فر،شهری که دل مردم در آن نباشد، خانه نیست…

یادداشت مسعود طالبی فر،شهری که دل مردم در آن نباشد، خانه نیست…

توسط rashidpoor206
مرداد ۷, ۱۴۰۴
0
295

✍️ مسعود طالبی‌فر | دکتری تخصصی برنامه‌ریزی شهری   🔵 مقدمه | شهری که دل مردم در آن نباشد، خانه...

اکران فیلم سینمایی «گورکن» اولین فیلم سینمایی کمدی دزفولی

توسط سمیه مقدمی نیا
دی ۴, ۱۴۰۳
0
276

اکران فیلم سینمایی «گورکن» اولین فیلم سینمایی کمدی دزفولی فیلم کمدی « گورکن » به نویسندگی : محمد حسین پورکیانی...

شطرنج دزفول

مسابقه هفتگی باشگاه شطرنج صبا

خرداد ۲۳, ۱۴۰۵
آمریکا اخطار داد، کانادا نفس کشید؛ روایت متفاوت میزبان‌ها در جام جهانی

آمریکا اخطار داد، کانادا نفس کشید؛ روایت متفاوت میزبان‌ها در جام جهانی

خرداد ۲۳, ۱۴۰۵

استاندار خوزستان: شوش جلوه گاه تمدن و فرهنگ ایران است

خرداد ۲۲, ۱۴۰۵

پایگاه خبری صبح ملت نیوز یک رسانه مردم محور است که با تلاش جمعی از نویسندگان مستقل با گرایش های مختلف سیاسی و اجتماعی، فرهنگی برای ایجاد پایگاه خردورزی تلاش می کند. 

افزودن لیست پخش جدید