یادداشت اختصاصی پیمان چینیساز سردبیر ورزشی رسانه صبح ملت نیوز
مرور فهرست نهایی تیم ملی ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه امیدبخش باشد، نگرانکننده است. لیستی که قرار بود نتیجه چند سال جوانگرایی و تغییر نسل باشد، امروز بیشتر شبیه آخرین گردهمایی بازیکنانی است که سالها فرصت داشتند برای فوتبال ایران افتخارآفرینی کنند. فهرستی که یک سؤال بزرگ را مقابل فوتبال ایران قرار میدهد؛ پروژه جوانگرایی امیر قلعهنویی دقیقاً کجا متوقف شد؟
فهرست نهایی تیم ملی منتشر شده و شاید مهمترین نکته آن نه اسامی حاضر در لیست، بلکه اسامی غایب باشد؛ غیبت یک نسل تازه.
سالهاست در فوتبال ایران از تغییر نسل صحبت میشود. از روزی که امیر قلعهنویی هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت، بارها درباره جوانگرایی، آیندهسازی و تزریق خون تازه به تیم ملی صحبت شد. قرار بود تیمی ساخته شود که فقط برای امروز نباشد. قرار بود جام جهانی ۲۰۲۶ نقطه برداشت محصول چند سال برنامهریزی باشد.
اما حالا که به مقصد رسیدهایم، محصول نهایی شباهت چندانی به آن وعدهها ندارد.
واقعیت این است که فهرست تیم ملی بیشتر از آنکه تصویر آینده فوتبال ایران باشد، تصویر ترس از آینده است ترس از اعتماد به نسل جدید، ترس از تغییر. ترس از عبور از نامهای تکراری.
سالهاست فوتبال ایران به یک عادت خطرناک مبتلا شده است؛ هر زمان که به نقطه تصمیمگیری میرسد، دوباره به گذشته پناه میبرد. هر زمان که باید به جوانترها اعتماد کند، دوباره سراغ چهرههای آشنا میرود. انگار مدیران و مربیان فوتبال ایران بیش از آنکه نگران ساختن فردا باشند، نگران از دست دادن امروز هستند.
اما سؤال اینجاست؛ اگر قرار بود جوانگرایی اتفاق بیفتد، زمانش چه موقع بود؟
در بازیهای دوستانه؟
در اردوها؟
در مقدماتی جام جهانی؟
یا قرار است باز هم به دوره بعد موکول شود؟
جوانگرایی یک شعار تبلیغاتی نیست که در کنفرانسهای خبری مطرح شود و بعد به فراموشی سپرده شود. جوانگرایی باید در فهرست تیم ملی دیده شود. باید در ترکیب اصلی دیده شود. باید در تصمیمات سخت دیده شود.
وقتی بعد از چند سال همچنان ستون اصلی تیم ملی را همان چهرههای قدیمی تشکیل میدهند، حق داریم بپرسیم نتیجه آن پروژه چه بوده است؟
نکته عجیبتر اینجاست که برخی همچنان تلاش میکنند صعود به جام جهانی را به عنوان یک موفقیت بزرگ معرفی کنند. شاید این حرف در سالهای گذشته قابل قبول بود، اما امروز شرایط متفاوت است.
جام جهانی دیگر ۳۲ تیمی نیست سهمیه آسیا دیگر محدود نیست.
صعود به جام جهانی ۴۸ تیمی، با این تعداد سهمیه، نمیتواند به تنهایی معیار موفقیت یک نسل باشد.
فوتبال ایران سالها از نسلی حرف زده که به آن لقب «نسل طلایی» داده شده است. اما فوتبال با لقب زندگی نمیکند. فوتبال با جام، با دستاورد و با لحظههای تاریخی قضاوت میشود.
اگر قرار است کارنامه یک نسل بررسی شود، باید پرسید حاصل این همه سال حضور چه بوده است؟
قهرمانی آسیا؟ خیر.
صعود از مرحله گروهی جام جهانی؟ خیر.
دستاوردی ماندگار در سطح بینالمللی؟ باز هم خیر.
این به معنای نادیده گرفتن زحمات بازیکنان نیست؛ اما به معنای آن است که فوتبال ایران نباید از نقد فرار کند.
مشکل امروز تیم ملی فقط بالا بودن میانگین سنی نیست.
مشکل این است که بعد از سالها وعده، هنوز نشانی از یک پروژه موفق تغییر نسل دیده نمیشود.
فوتبال ایران همچنان در حال مصرف کردن گذشته است؛ بدون آنکه برای آینده سرمایهگذاری کافی انجام دهد.
شاید تیم ملی در جام جهانی نتایج خوبی بگیرد.
شاید حتی فراتر از انتظار ظاهر شود.
اما فارغ از هر نتیجهای، این سؤال باقی خواهد ماند:
اگر قرار بود جوانگرایی انجام شود، دقیقاً چه زمانی قرار بود اتفاق بیفتد؟
فهرست نهایی تیم ملی یک پیام روشن دارد؛
جام جهانی ۲۰۲۶ از راه رسیده است، اما جوانگرایی که سالها وعده داده شد، هنوز نرسیده است.





