حتماً برایتان پیش آمده که ببینید دو خواهر یا برادر، با وجود یکسان بودن پدر و مادر و خانه، دو شخصیت کاملاً متفاوت دارند. یکی برونگرا و پرجنبوجوش، دیگری آرام و محتاط. یکی منظم و جدی، دیگری بیخیال و خلاق. این سؤال همیشه مطرح بوده که اصلاً شخصیت آدمها چطور شکل میگیرد؟ آیا از قبل در ژنهای ما نوشته شده؟ یا تربیت خانواده همهچیز را تعیین میکند؟ بیایید با هم واقعیت را از باورهای غلط جدا کنیم.
آیا شخصیت فقط پنج نوع است؟
احتمالاً شنیدهاید که شخصیت را میشود در پنج دسته خلاصه کرد: گشودگی به تجربه، وجدانی بودن، برونگرایی، توافقپذیری با دیگران، و روانرنجورخویی (یعنی گرایش به اضطراب و نگرانی). این مدل که به «پنج ویژگی بزرگ» معروف است، سالهاست در روانشناسی استفاده میشود. هرکدام از ما ترکیبی از این پنج ویژگی هستیم، با درجههای مختلف. البته بعضی متخصصان میگویند این مدل کمی سادهانگارانه است و مثلاً ویژگی ششم به نام «صداقتفروتنی» را فراموش کرده. اما به هر حال، نکته مهم این است که هیچکس فقط یک «تیپ» خالص نیست؛ همهٔ ما رنگآمیزی از چند ویژگی هستیم.
آیا ژنها سرنوشت ما را نوشتهاند؟
نه به این سادگی. شاید جالب باشد بدانید که پژوهشهای دوقلوها نشان میدهد حدود نیمی از تفاوتهای شخصیتی میان ما به ژنها برمیگردد و نیمی دیگر به محیط. پس ژنها تعیینکنندهٔ صددرصدی نیستند. البته بعضی از روانشناسان معتقدند ژنها نقش پررنگتری دارند، اما همه قبول دارند که محیط هم خیلی مهم است. مهمتر از آن، این دو مدام با هم تعامل میکنند. یعنی ممکن است شما استعداد ژنتیکی برای اضطراب داشته باشید، اما اگر در محیطی آرام و امن بزرگ شوید، آن استعداد هرگز فعال نشود. پس ژنها سرنوشت نیستند؛ بیشتر شبیه زمینی هستند که شما قرار است روی آن خانهتان را بسازید.
آیا فرزند اول منظمتر است؟
احتمالاً زیاد شنیدهاید که فرزند اول مسئولیتپذیرتر است، فرزند دوم یاغیتر و فرزند آخر لوس. اما تحقیقات بزرگ و معتبر نشان میدهند که ترتیب تولد تأثیر قابل توجهی روی شخصیت ندارد. بله، یک پژوهش در سال ۲۰۲۴ نشان داد که فرزند وسطی ممکن است کمی صادقتر و همکارتر از بقیه باشد، اما این تفاوتها آنقدر کوچک است که در زندگی روزمره حس نمیشود. پس چرا ما فکر میکنیم خواهر یا برادرم با من فرق دارد؟ چون هرکدام از ما در یک خانوادهٔ یکسان، تجربهٔ متفاوتی داریم. پدر و مادر با هر فرزند طور دیگری رفتار میکنند، دوستان متفاوتی داریم، خاطرات متفاوتی میسازیم. در واقع هرکدام از ما در محیط منحصربهفرد خودمان بزرگ میشویم، حتی اگر سقف خانه یکی باشد.
آیا شخصیت از کودکی تا آخر عمر ثابت میماند؟
بله و نه. بعضی از جنبههای شخصیتی، مثل میزان برونگرایی یا حساس بودن به استرس، ریشهٔ ژنتیکی قویتری دارند و نسبتاً پایدارند. اما این به معنی غیرقابل تغییر بودن نیست. مثلاً اگر کسی خجالتی به دنیا آمده باشد، میتواند در بزرگسالی مهارت اجتماعی را یاد بگیرد و خیلی راحتتر با دیگران ارتباط برقرار کند. یا کسی که در جوانی بیمسئولیت بوده، با آمدن بچه، شغل سختتر و مسئولیتهای زندگی، ممکن است خیلی منظم و وظیفهشناس شود. پس باید فرق بین «مزاج» (آن چیزی که با آن به دنیا میآییم) و «شخصیت» (آن چیزی که در طول زندگی ساخته میشود) را بدانیم. اولی پایهٔ ژنتیکی دارد، ولی با کمک تجربهها شکل میگیرد و رشد میکند.
آیا پدر و مادر مقصر اصلی اختلالات شخصیتی هستند؟
این یک باور بسیار رایج و بسیار نادرست است. اگر پدر و مادری مدام احساسات فرزندش را نادیده بگیرد، قطعاً به او آسیب میزند. اما این آسیب تنها علت ایجاد اختلال شخصیتی مثل «مرزی» یا «نارسیسیستی» نیست. خیلی از بچهها در شرایط سخت بزرگ میشوند اما هرگز دچار اختلال جدی نمیشوند، و از طرفی بعضی از بچهها در خانوادههای عالی بزرگ میشوند اما دچار مشکل میشوند. چرا؟ چون ترکیبی از آمادگی ژنتیکی، استرسهای زندگی، شرایط اجتماعی و حتی شانس تصادفی در کنار هم قرار میگیرند تا باعث بروز این اختلالات شوند. پس نمیتوانیم فقط انگشت اتهام را به سمت والدین بگیریم.
نگاه به آینده: نسل بعد چه فرقی با ما دارد؟
هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید، اما نشانههایی وجود دارد. در دنیایی که هوش مصنوعی و تغییرات شغلی سریع شده، مهارتهایی مثل «انعطافپذیری»، «کنجکاوی»، «یادگیری همیشگی» و «خلاقیت» هر روز مهمتر میشوند. ممکن است نسل بعد به خاطر زندگی در این شرایط، به طور طبیعی انعطافپذیرتر و خلاقتر بار بیاید. حتی بعضی محققان حدس میزنند که ابزارهای هوشمند بتوانند به ما کمک کنند تصمیمهای بهتری بگیریم و در نتیجه «وجدانی بودن» (یعنی نظم و مسئولیتپذیری) در آینده میان مردم بیشتر شود. اما این فقط حدس است؛ آینده را فقط زمان نشان میدهد.
پس شخصیت ما چه جوری ساخته میشود؟
مثل یک غذای خوشمزه که هم به مواد اولیهاش بستگی دارد (ژنها)، هم به دستور پخت (تربیت و محیط)، هم به ذائقهٔ خودمان (انتخابهای آگاهانهای که در زندگی میکنیم). هیچکدام به تنهایی تعیینکننده نیست. ما نه اسیر ژنهایمان هستیم، نه قربانی محض تربیت. شخصیت در طول زندگی ساخته میشود، تغییر میکند، گاهی ثابت میماند و گاهی دگرگون میشود. جذابیت شخصیت هم دقیقاً در همین است: هیچکس شبیه دیگری نیست، و همیشه جای رشد و تغییر وجود دارد.
این مطلب ترجمهٔ اختصاصی است از مقالهٔ فرانسی با نویسندگی «سسیل کوکو» است.
بازنشر تنها با ذکر منبع مجاز است.









