محمد معصومی، فعال حوزه حقوق ورزشی، این بار از سوی یک بازیکن ملیپوش ساحل عاج برای مذاکره با باشگاه السد قطر انتخاب شده است؛ اتفاقی که در کنار یک پرونده نقلوانتقالاتی، بار دیگر اهمیت نقش ایجنتها و نمایندگان حرفهای در فوتبال امروز را یادآوری میکند.
به گزارش صبح ملت نیوز، فوتبال حرفهای امروز دیگر فقط در مستطیل سبز و میان بازیکنان و مربیان رقم نمیخورد. پشت بسیاری از انتقالهای مهم، شبکهای از ایجنتها، مدیران برنامه، وکلا و متخصصان حقوق ورزشی قرار دارند که وظیفه آنها ایجاد ارتباط، مذاکره و فراهم کردن مسیر قانونی و حرفهای برای یک انتقال است.
در تازهترین نمونه، سباستین بنیامین پاکو، بازیکن ملیپوش ساحل عاج و بازیکن سابق نانت فرانسه و وستهام انگلیس، محمد معصومی را برای پیگیری مذاکرات خود با باشگاه السد قطر انتخاب کرده است؛ موضوعی که معصومی نیز آن را تأیید کرده و بر اساس آن، مسئولیت مذاکره با باشگاه قطری را برعهده گرفته است.
البته هنوز نمیتوان از توافق نهایی میان طرفین صحبت کرد و مذاکره، بهمعنای قطعی شدن انتقال نیست؛ اما همین اتفاق نشان میدهد بازار فوتبال تا چه اندازه به ارتباطات حرفهای و فرامرزی وابسته شده است.
معصومی؛ از پرونده بالوتلی تا یک مذاکره تازه
معصومی طی سالهای گذشته در حوزه حقوق ورزشی و پروندههای مربوط به بازیکنان و مربیان فعالیت داشته و نامش در برخی پروندههای نقلوانتقالاتی نیز مطرح شده است.
یکی از اتفاقاتی که در کارنامه او مورد اشاره قرار گرفته، انتقال ماریو بالوتلی، مهاجم سرشناس فوتبال ایتالیا، به فوتبال امارات است. بر اساس توضیحاتی که معصومی درباره این پرونده ارائه کرده، بخشی از حقالزحمه حاصل از این انتقال برای کمک به درمان سه بیمار مبتلا به سرطان اختصاص داده شده است؛ اقدامی که البته جزئیات آن باید به نقل از خود او در نظر گرفته شود.
حالا پرونده جدید، مسیر متفاوتی دارد؛ یک بازیکن ملیپوش ساحل عاج برای مذاکره با یکی از مهمترین باشگاههای فوتبال قطر، یک فعال ایرانی حوزه حقوق ورزشی را انتخاب کرده است.

این انتخاب را میتوان از یک زاویه دیگر هم دید؛ فوتبال ایران برای حضور در بازار بینالمللی فقط به بازیکن و مربی نیاز ندارد، بلکه به نمایندگان و ایجنتهایی نیاز دارد که بتوانند در سطح بینالمللی ارتباط ایجاد کنند.
ایجنت با دلال فرق دارد
در فوتبال ایران، یکی از مشکلات قدیمی، استفاده یکسان از واژههایی مانند «ایجنت»، «مدیر برنامه» و «دلال» است؛ در حالی که فوتبال حرفهای میان این مفاهیم تفاوت قائل میشود.
ایجنت حرفهای، در چارچوب قوانین و قرارداد مشخص، نماینده منافع بازیکن، مربی یا باشگاه است و بخشی از مسئولیت او میتواند مذاکره درباره قرارداد، انتقال، مسائل حقوقی و ایجاد ارتباط میان طرفین باشد.
فیفا نیز برای فعالیت ایجنتها چارچوب مشخصی دارد و فعالیت رسمی آنها را به دریافت مجوز و رعایت مقررات مربوط به نمایندگی و قراردادها مرتبط کرده است.
بنابراین نمیتوان فعالیت یک نماینده حرفهای و قانونمند را با دلالی غیرشفاف و فعالیتهای خارج از چارچوب یکی دانست.
اتفاقاً فوتبال ایران در شرایط فعلی بیش از گذشته به ایجنتهای حرفهای و بینالمللی نیاز دارد؛ افرادی که فقط به دنبال پیدا کردن یک تیم برای بازیکن نباشند و بتوانند بازارهای مختلف فوتبال، قوانین، قراردادها و مناسبات باشگاههای خارجی را بشناسند.
فرصتی که فوتبال ایران نباید از دست بدهد
لیگهای حوزه خلیج فارس در سالهای اخیر به یکی از بازارهای مهم فوتبال آسیا تبدیل شدهاند. سرمایهگذاری بیشتر باشگاهها و حضور بازیکنان شناختهشده باعث شده این لیگها برای بازیکنان منطقه نیز جذابتر شوند.
در چنین شرایطی، حضور نمایندگان حرفهای که بتوانند میان بازیکنان و باشگاههای مختلف ارتباط برقرار کنند، میتواند به توسعه بازار فوتبال ایران هم کمک کند.
معصومی نیز در تأیید این موضوع، با اشاره به شرایط منطقه و فرصتهایی که میتوانست برای حضور بازیکنان و استعدادهای ایرانی در لیگهای حوزه خلیج فارس ایجاد شود، معتقد است برخی موانع و شرایط موجود باعث شده تعدادی از این فرصتها برای بازیکنان ایرانی از بین برود.
فارغ از نتیجه مذاکرات او با السد، اصل این اتفاق یک پیام روشن دارد: فوتبال ایران برای حضور جدیتر در بازار بینالمللی، باید نگاه حرفهایتری به مقوله نمایندگی بازیکنان داشته باشد.
بازیکن حرفهای به مربی حرفهای نیاز دارد؛ باشگاه حرفهای به مدیر حرفهای؛ و در کنار همه اینها، بازار نقلوانتقالات حرفهای نیز به ایجنت و نمایندهای نیاز دارد که قواعد این بازار را بشناسد.
حالا باید دید مذاکرات محمد معصومی با باشگاه السد قطر به کجا میرسد. اگر این مذاکره به قرارداد منتهی شود، یک پرونده بینالمللی دیگر در کارنامه این فعال حوزه حقوق ورزشی ثبت خواهد شد؛ اما فارغ از نتیجه، این پرونده بار دیگر یک موضوع مهم را به فوتبال ایران یادآوری میکند:
ایجنت حرفهای بخشی از فوتبال مدرن است؛ مسئله، نه حذف این نقش، بلکه حرفهای، شفاف و قانونمند شدن آن است.





