یادداشت اختصاصی پیمان چینی ساز سردبیر ورزشی صبح ملت نیوز
اختلاف نظر در هر مجموعه مدیریتی طبیعی است. حتی مخالفت با تصمیمهای رئیس یا اکثریت اعضای یک هیئترئیسه، بخشی از سازوکار سالم مدیریت است. مسئله از جایی آغاز میشود که اختلافات از اتاق جلسه بیرون میآید و به آنتن زنده میرسد؛ جایی که دو عضو یک نهاد تصمیمگیر، به جای توضیح درباره عملکرد جمعی، مقابل یکدیگر قرار میگیرند و درباره تصمیمها و عملکرد هم روایتهای متفاوت ارائه میکنند.
اینجا دیگر بحث فقط خطیر و کریمی نیست.
سؤال اصلی این است: اگر اعضای هیئترئیسه درباره تصمیمهای مهم فوتبال ایران روایتهای متفاوت دارند، افکار عمومی باید کدام روایت را مبنا قرار دهد؟
یکی از نمونههای روشن، ماجرای ادامه همکاری با امیر قلعهنویی است. خطیر پیشتر از حمایت هیئترئیسه از ادامه همکاری با سرمربی تیم ملی گفته بود؛ در مقابل، کریمی از مخالفت خود با این تصمیم و وجود اختلاف نظر در این زمینه سخن گفته است. همین تفاوت روایت، فارغ از اینکه کدام طرف به واقعیت نزدیکتر است، یک مسئله جدی ایجاد میکند: تصمیمهای مهم فوتبال ایران چگونه گرفته و چگونه به افکار عمومی منتقل میشوند؟
اگر تصمیمی در جلسه رسمی هیئترئیسه گرفته شده، صورتجلسه و سازوکار تصمیمگیری باید روشن باشد. اگر رأیگیری صورت گرفته، نتیجه آن مشخص است. اگر اعضایی مخالف بودهاند، مخالفت آنها نیز بخشی از همان فرآیند است.
پس چرا مردم باید حقیقت را از میان مصاحبههای پراکنده و جدالهای تلویزیونی پیدا کنند؟
این دقیقاً همان نقطهای است که فوتبال ایران به شفافیت نیاز دارد.
در این میان، ادعاهای مطرحشده درباره مسائل مالی و نقلوانتقالاتی نیز نمیتواند صرفاً بهعنوان بخشی از یک دعوای تلویزیونی کنار گذاشته شود. البته میان «ادعا» و «واقعیت اثباتشده» فاصلهای جدی وجود دارد و رسانه حرفهای نباید این مرز را نادیده بگیرد. هیچ اتهامی تا زمانی که در مرجع صالح اثبات نشده، نباید بهعنوان واقعیت قطعی روایت شود.
اما از سوی دیگر، مطرح شدن چنین ادعاهایی از زبان اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال، خود نیازمند پاسخ است.
اگر ادعایی بیاساس است، باید شفاف تکذیب شود. اگر مستندی برای آن وجود دارد، باید از مسیر قانونی بررسی شود. آنچه نمیتوان پذیرفت، این است که یک ادعا در آنتن زنده مطرح شود، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و چند روز بعد بدون پاسخ روشن، به بایگانی حاشیههای فوتبال ایران برود.
فوتبال ایران از چنین پروندههایی کم ندیده است؛ موضوعاتی که با هیاهو آغاز شدهاند و بدون نتیجه مشخص، در هیاهوی خبرهای بعدی گم شدهاند.
شاید به همین دلیل است که این بار، مسئولیت پاسخگویی بیش از همیشه متوجه ساختار فدراسیون است.
احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان، پس از اتفاقات اخیر تأکید کرد اختلافات داخلی فدراسیونها باید درون خود فدراسیون حل شود و نه در رسانه. این موضع، فارغ از همه حواشی، یک پیام روشن دارد: سطح اتفاقی که رخ داده، از یک اختلاف معمول مدیریتی فراتر رفته است.
اما آیا حل کردن مسئله به معنای بستن پرونده رسانهای آن است؟
به نظر نمیرسد.
اگر دو عضو هیئترئیسه در برابر میلیونها بیننده درباره یکدیگر چنین سخنانی مطرح میکنند، مسئله اصلی فقط نحوه پایان دادن به دعوا نیست؛ مسئله این است که چرا این اختلاف اساساً به این نقطه رسیده است؟
اگر اختلافات مدتها وجود داشته، چرا مدیریت نشده؟
اگر وجود نداشته، چرا چنین مسائلی روی آنتن مطرح شده؟
و اگر اختلاف نظر درباره تصمیمهای مهم فدراسیون جدی است، چرا سازوکار رسمی هیئترئیسه نتوانسته آن را در همان اتاق تصمیمگیری حل کند؟
این پرسشها پاسخ میخواهند.
هیئترئیسه فدراسیون فوتبال قرار نیست محل نمایش اتحاد مصنوعی باشد؛ اختلاف نظر در آن حتی میتواند نشانه سلامت باشد. اما خروجی یک ساختار حرفهای باید تصمیم شفاف و مسئولیت مشخص باشد، نه مجموعهای از روایتهای متناقض.
فوتبال ایران بیش از هر چیز به همین نیاز دارد؛ اینکه مشخص باشد چه کسی تصمیم میگیرد، چه کسی مسئول تصمیم است و اگر تصمیمی اشتباه بود، چه کسی باید پاسخگو باشد.
هوادار فوتبال نیازی ندارد هر شب شاهد مناظره مدیران باشد تا بفهمد پشت یک تصمیم چه گذشته است. او نتیجه میخواهد، برنامه میخواهد و مهمتر از همه، ثبات و اعتماد میخواهد.
ماجرای اخیر اما یک پرسش جدیتر را هم پیش روی فوتبال ایران گذاشته است:
اگر این چیزی است که جلوی دوربین میبینیم، پشت درهای بسته چه میگذرد؟
این پرسش نه اتهام است و نه حکم؛ یک مطالبه ساده برای شفافیت است.
فدراسیون فوتبال میتواند این ماجرا را یک حاشیه تلویزیونی تلقی کند و منتظر بماند تا موج آن فروکش کند. یا میتواند از این اتفاق بهعنوان فرصتی برای روشن کردن سازوکار تصمیمگیری خود استفاده کند.
انتخاب با مدیران فوتبال است.
اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: فوتبال ایران دیگر فقط از نتیجه بازیها قضاوت نمیشود؛ نحوه اداره شدنش هم بخشی از کارنامه آن است.
شاید فوتبال ایران برای زمین مسابقه VAR داشته باشد، اما برای اتاق مدیریت هنوز چیزی شبیه آن وجود ندارد.
و شاید امروز مهمترین صحنهای که باید بازبینی شود، نه یک آفساید، نه یک پنالتی و نه یک گل مشکوک؛ بلکه تصمیمهایی است که پشت درهای بسته گرفته میشوند و بعد، هر مدیر روایت خودش را از آنها ارائه میکند.
فوتبال ایران به جای یک دعوای دیگر، به یک پاسخ روشن نیاز دارد.
چه کسی واقعاً تصمیم میگیرد؟ و چه کسی مسئول تصمیمی است که گرفته میشود؟





