محمد معصومی، وکیل و مشاور حقوقی فوتبال، از مسیری میگوید که با سختیهای بیپایان آغاز شد و امروز او را در کنار چهرههای بزرگ فوتبال ایران و جهان قرار داده است.
«من پسر یک خانواده عشایرزاده از درهشهر ایلام هستم؛ خانوادهای با هفت برادر و سه خواهر. در نوجوانی مادرم را از دست دادم و در جوانی، برادرم را. بدون حامی و مشاور، با زخمهای فراوان بزرگ شدم.
روزی آرزو داشتم علی پروین، علی دایی و علی کریمی را از نزدیک ببینم؛ امروز افتخار رفاقت با بزرگان فوتبال را دارم. در مسیر حرفهایام نیز کنار نامهایی چون ماریو بالوتلی، تامی آبراهام، بغداد بونجاح، لوکادیا و دیگر چهرههای مطرح فوتبال قرار گرفتم.
اما زندگی همیشه روی خوش نشان نمیدهد. من به رفاقت اعتماد کردم و در اوج خوشبختی، زندگیام با اتفاقی تلخ از هم پاشید. همسرم که عشق زندگیام بود، از من جدا شد و ۲۶ ماه است دخترم، تمام قلبم، را ندیدهام.

در سختترین روزها فهمیدم رفاقت واقعی چیست. خانوادهام، مهدی کیانی، آیت طهماسبی و همسر محترمشان، خانم ملک حسن، مدیر مانتوسرای ترانه، در روزهایی که بسیاری از دوستانم غریبه شدند، کنارم ایستادند. محبتشان را هرگز فراموش نمیکنم.
امروز خدا را شکر میکنم که نسبت به گذشته، محبوبیت و اعتماد بیشتری در میان اهالی فوتبال دارم و یکی از گزینههای مشاور حقوقی یک باشگاه پرطرفدار هستم. اما باور کنید، محبوبیت برای من زمانی ارزش دارد که بتوانم گرهای از زندگی انسانی باز کنم.

من مدیون شهدا هستم. در سختترین لحظات زندگی، احساس کردم تنها نیستم و لطف خداوند و حضور معنوی شهدا کنارم است. احترام به شهدا، کمک به همنوع و وفاداری به وطن، برای من فقط شعار نیست؛ بخشی از زندگی من است.
من جانفدای رهبر و وطنم هستم و نوکر همشهریهایم در درهشهر. هر جایگاهی که امروز دارم، فراموش نمیکنم از کجا آمدهام.
من همان پسر عشایرزادهام؛ با قلبی پر از زخم، اما با ایمانی که هیچوقت شکست نخورد.»






