یادداشت اختصاصی پیمان چینی ساز و نگاهی به لیگ برتر فوتبال ایران؛
وقتی صدر جدول ۳۶ امتیازی است و هیچکس ترسناک نیست
۲۲ هفته از لیگ گذشته و اختلاف تیم اول تا پنجم فقط ۲ امتیاز است. در نگاه اول، هر مخاطبی میگوید: «چه لیگ جذابی!» اما سؤال اصلی اینجاست: این فشردگی حاصل پیشرفت است یا نتیجه افت جمعی؟
برای پاسخ، باید از هیجان فاصله بگیریم و با عدد، تاریخ و کیفیت بازیها حرف بزنیم.
مقایسه عددی با فصلهای مقتدر گذشته
در دورههای قهرمانی مقتدرانه، تصویر جدول متفاوت بود:
در فصلهای طلایی پرسپولیس با هدایت برانکو ایوانکوویچ، تیم تا هفته ۲۰ معمولاً بالای ۴۵ امتیاز داشت و فاصلهای ۷ تا ۱۰ امتیازی با تعقیبکنندگان ایجاد میکرد.
استقلالِ فصل بدون شکستِ فرهاد مجیدی، با کمترین باخت تاریخ لیگ قهرمان شد؛ آن تیم روند پیروزیهای سریالی داشت، نه مساویهای زنجیرهای.
سپاهانِ دوران اوج با مربیگری امیر قلعهنویی، نیمفصل را با اقتدار تمام میکرد و اجازه نمیداد رقبا در فاصله دو امتیازی نفس بکشند.
اما امروز صدر جدول ۳۶ امتیازی است. یعنی میانگین کمتر از ۱.۷ امتیاز در هر بازی. این عدد، استاندارد قهرمانی مقتدر نیست؛ این عدد، حاصل لغزشهای مکرر است.
فشردگیِ امسال از کیفیت نمیآید؛ از ضعف میآید
چهار تیم اصلی مدعی: تراکتور، استقلال، پرسپولیس، سپاهان
هر چهار تیم لغزشهایی دارند که در لیگ حرفهای برای مدعی غیرقابل قبول است:
مساویهای پرتعداد
باختهای غیرمنتظره مقابل تیمهای میانه جدول
نوسان شدید در نتایج خارج از خانه
گلزنی پایین نسبت به استاندارد قهرمانی
وقتی مدعی ۸ مساوی دارد، یعنی بیش از یکسوم بازیهایش را نبرده است. در فوتبال مدرن، تیم قهرمان بازیهای مساوی را تبدیل به برد میکند. اینجا برعکس است؛ بازیهای بردنی تبدیل به مساوی میشوند.
تحلیل فنی: فوتبال محتاط، نه فوتبال برنده
۱. ترس از باخت، مهمتر از میل به برد
بازیهای بزرگ این فصل بیشتر شبیه شطرنج بودهاند تا نبرد هجومی. مربیان ابتدا به «نبازیم» فکر کردهاند. نتیجه؟
مالکیت بیثمر
شوتهای کمکیفیت
ضرباهنگ پایین
مدعی واقعی، بازی بزرگ را میبَرد؛ نه اینکه آن را خنثی کند.
۲. نبود ستاره تعیینکننده
سالهایی بود که یک بازیکن نتیجه را برمیگرداند. یک ضربه ایستگاهی، یک حرکت انفرادی، یک پاس تعیینکننده. امروز لیگ پر از بازیکن منظم است، اما کم از بازیکن سرنوشتساز.
۳. نوسان ذهنی
تیمی که سه هفته عالی است، هفته چهارم فرو میریزد. این یعنی شخصیت قهرمانی شکل نگرفته. قهرمان پیشین، حتی در روز بدش امتیاز میگرفت.
تحلیل مدیریتی: بحران ثبات
باشگاههای بزرگ با سه مشکل مشترک روبهرو هستند:
تغییرات مدیریتی
فشار رسانهای و بیرونی
نبود استراتژی بلندمدت فنی
وقتی ساختار آرام نیست، تیم هم ثبات پیدا نمیکند. قهرمانی محصول پروژه است، نه واکنشهای مقطعی.
بررسی جداگانه مدعیان
تراکتور؛ فرصت بزرگ، تردید بزرگتر
تراکتور از نظر امتیازی در کورس است، اما فرصت ساختن فاصله را بارها از دست داده. این تیم لحظات درخشان دارد، اما استمرار ندارد. اگر این فصل را از دست بدهد، بیشتر از هر تیمی حسرت خواهد خورد، چون جدول به اندازه کافی مهربان بوده است.
استقلال؛ دفاع منظم، حمله بیرحم نه
استقلال کم میبازد، اما زیاد هم نمیبَرد. تیمی که میخواهد قهرمان شود، باید بازیهای بسته را باز کند. مساویهای سریالی، شخصیت قهرمانی نمیسازد.
پرسپولیس؛ اقتدارِ گذشته، حالا خاطره
پرسپولیس سالهای سلطه را پشت سر گذاشته، اما امروز همان ترس گذشته را در رقبا ایجاد نمیکند. تیم هنوز برند بزرگ لیگ است، اما در زمین، آن فاصله روانی سابق را ندارد.
سپاهان؛ کیفیت بالقوه، نتیجه ناپایدار
سپاهان ابزار فنی دارد، اما نتیجهگیری سینوسی است. تیمی که میخواهد قهرمان شود، نباید مقابل تیمهای پایین جدول امتیازهای حیاتی از دست بدهد.
مشکل بزرگتر از چهار تیم است
لیگ امروز:
سرعت بالاتری نسبت به پنج سال پیش ندارد
از نظر تاکتیکی جهش محسوسی نکرده
در تولید ستاره عقب رفته
در کیفیت زمینها و زیرساختها پیشرفت نکرده
فشردگی جدول لزوماً نشانه رشد نیست. گاهی نشانه همسطح شدن در سطح متوسط است.
آیا این لیگ هیجان دارد؟ بله.
آیا عظمت دارد؟ نه.
هیجان با عظمت فرق دارد.
عظمت زمانی شکل میگیرد که یک تیم استاندارد را بالا ببرد و دیگران مجبور شوند به آن برسند. اینجا هیچ تیمی استاندارد را بالا نبرده؛ همه در محدودهای امن و متوسط ماندهاند.
جمعبندی بیرحمانه
صدر ۳۶ امتیازی بعد از ۲۲ هفته یعنی اقتدار شکل نگرفته.
اختلاف ۲ امتیازی یعنی هیچ تیمی نتوانسته فاصله بسازد.
مساویهای پرتعداد یعنی محافظهکاری ساختاری.
نوسان نتیجه یعنی نبود شخصیت قهرمانی.
قهرمان این فصل هر که باشد، بیش از آنکه «بهترین» تیم لیگ باشد، «کمخطاترین» تیم خواهد بود.
لیگ فشرده است،
اما فشردگی الزاماً کیفیت نیست.
اگر فوتبال ایران میخواهد دوباره تیمی بسازد که در آسیا ترسناک باشد، باید از این رضایت به رقابت نزدیک عبور کند و به استانداردسازی جدی فکر کند. وگرنه هر سال همین جمله را تکرار خواهیم کرد:
«چه لیگ جذابی… اما چه لیگ متوسطی.»
پیمان چینیساز









