• صفحه اصلی
  • سیاسی
  • خوزستان
  • اجتماعی
  • فرهنگی
  • اقتصادی
  • جهان
    • ورزشی
  • فیلم سینما
  • تئاترو نمایش
Menu
  • صفحه اصلی
  • سیاسی
  • خوزستان
  • اجتماعی
  • فرهنگی
  • اقتصادی
  • جهان
    • ورزشی
  • فیلم سینما
  • تئاترو نمایش
صفحه اصلی اجتماعی

به یاد دخترکان زیباروی ایران زمین … و اینک جهان اشک می ریزد * حمیدرضا نظری

"بابا!... بابایی!... باباجونم!..." اینک و درست در این لحظه، صدای ناله دختربچه ای از زیر خروارها خاک و سنگ و آهن و سیمان و آوار به گوش می رسد

rashidpoor206 توسط rashidpoor206
اسفند ۲۰, ۱۴۰۴
در اجتماعی, اخبار, سیاسی
مدت زمان مطالعه: 1 دقیقه
0
به یاد دخترکان زیباروی ایران زمین … و اینک جهان اشک می ریزد * حمیدرضا نظری
0
اشتراک گذاری ها
19
بازدیدها
اشتراک گذاری درواتس آپاشتراک گذاری در تلگراملینکدیناشتراک گذاری در توییتر

 

“بابا!… بابایی!… باباجونم!…”

اینک و درست در این لحظه، صدای ناله دختربچه ای از زیر خروارها خاک و سنگ و آهن و سیمان و آوار به گوش می رسد؛ ناله ای تکان دهنده که نگاه مرا به سوی خود فرا می خواند و ناگهان کوهی از یخ و سرما همه وجودم را در بر می گیرد؛ در چند قدمی خود، دست کوچک کودکی را می بینم که به سویم درازشده و هراسان و ملتمسانه به چشم هایم نگاه می کند و مرا به یاری می طلبد.؛ ناله ای تکان دهنده که نگاه مرا به سوی خود فرا می خواند و ناگهان کوهی از یخ و سرما همه وجودم را در بر می گیرد؛ در چند قدمی خود، دست کوچک کودکی را می بینم که به سویم درازشده و هراسان و ملتمسانه به چشم هایم نگاه می کند و مرا به یاری می طلبد.
دختربچه ای با کیفی کوچک و خونین-که عروسکی زیبا و خندان به آن نصب شده است-در زیرِ خاکِ کلاسی ویران شده، در حال جان دادن است و هر لحظه به مرگی دلخراش نزدیک و نزدیک تر می شود. کوهی از مصالح سنگین ناشی از انفجارهای مهیب و وحشتناک موشک، جسم کوچک کودک را در خود پنهان کرده و در پس گرد و غبار فضا، تنها دو چشم زیبا و گریانش به من خیره شده است.
با دیدن نگاه کودک بی گناه سرزمینم، به شدت بر خود می لرزم و دریایی از بُغض در گلو و اشک در چشمانم لانه می کند.
اینک نه تنها من که گویی همه جهان اشک می ریزد و زمان برای لحظاتی متوقف می شود…
اکنون شهر کوچک میناب و همه ساکنان سوگوارش با جگرهای سوخته، به ویرانه های ناشی از موشکباران وحشیانه ای خیره شده اند تا شاید صدای تعدادی از دانش آموزان باقی مانده در زیر کوهی از آوار را بشنوند و آنان را از دل خاک بیرون بیاورند.
دختربچه زیبا و گرفتار در زیر آوار همراه با عروسک اش با جسمی کوچک و اندامی خونین، آخرین نفس های خود را می کشد و با دیده ای تیره و تار، از روزنه ای باریک در میان سنگ و تیرآهن و دیوار فروریخته، دستش را به سویم نشانه رفته است تا به کمکش بشتابم و هوایی تازه به او برسانم و ناجی جان ضعیف و نحیف اش باشم.
سکوت جایز نیست و باید هر چه سریع تر کاری کرد؛ پس بلافاصله و با عجله خود را به او می رسانم و سنگ ها و میله ها و آجرها و مصالح ریز و درشت را کنار می زنم… و دقایقی بعد، او در آغوش پدرش جا خوش می کند تا امدادگران مهربان، آژیرکشان او را به بیمارستان برسانند و زندگی تازه ای به او هدیه دهند…
می خواهم باز هم در میان ویرانه های ناشی از یک جنگ ناجوانمردانه قلم بزنم و از درد و خون و وحشت و ناله انسان امروز بگویم؛ از هواپیماها و بمب ها و موشک های مرگباری که در آسمان پاک سرزمینم جولان می دهند و جان می ستانند و با بی رحمی تمام، کودکان و مردمان بی پناه دیارم را نشانه می روند؛ می خواهم از دختران زیباروی شهرم بنویسم که همراه با کوله پشتی های مدرسه شان در زیر خروارها آوار پرپر و مدفون شدند و از صدای فریاد شیون جانسوز مادران و کمرهای شکسته از غمِ سنگینِ پدرانی بگویم که در کنار خرابه ها و تکه های موشک منفجرشده، به سوگ نشسته و در بهت و سکوت، چشم های گریان خود را به سوی آسمان پاک خدا دوخته اند.
در گوشه ای از آوار و بر روی تلی از خاک، از بلندگوی رادیویی نیمه شکسته، صدای غرش سهمگین و مداوم شلیک موشک های مدافعان و دلاور مردان شجاع وطنمان شنیده می شود و با کمی فاصله از آن، پدران و مادران دیگری که با چنگ و دندان و با شتاب خاک و سنگ و سیمان را کنار می زنند تا شاید نشانی از فرزندان دلبند خود بیابند و برچهره بی جانشان بوسه بزنند.گروه های نجات نیز با همه تجربه و توان، دلسوزانه و بدون لحظه ای توقف به جنگ آوار رفته اند تا هر چه زودتر به کودکان جانی تازه بدهند و آن ها را به زندگی دوباره بازگردانند…
همچنان قلم می زنم و واژگان هر لحظه بیش از پیش بر کاغذ سفید رنگ مقابلم نقش می بندند و کلمات شکل و معنا و مفهوم تازه ای به خود می گیرند، اما در میان هر چند کلمه نوشته شده، صدای رعب انگیز عبور هواپیماها و انفجار وحشتناک بمب و موشک دشمن در گوشه و کنار شهر، مرا و دفتر و قلمم را گیج و سرگردان و پریشان می سازد و دانسته هایم از ذهن و خیالم دور و ناپدید می شوند و ترس از مرگی دلخراش در جسم و جانم می نشیند و روح و روانم را به شدت آزار می دهد.
خدایا! چرا اکنون چنین پریشانم و حال و روز خود را نمی فهمم؟! امروز صبح بیش از دویست و پنجاه دانش آموز، خوشحال و خندان از مادرشان خداحافظی کردند و راهی مدرسه شدند، اما هنوز تعداد زیادی از آنان به همراه بخشی از کادر دلسوز آموزشی در زیر آوار مانده اند و تلاش برای نجات جانشان همچنان ادامه دارد. ناجیان پرتلاش هر چند دقیقه یک بار، کودکی زخمی یا شهیدی کوچک را از دل خاک بیرون می آورند و صدای ناله های سوزناک مردمان حاضر در فضای تاریک شب و ضجه های بلند و سوزناک مادران و خانواده های داغدار، زمین و زمان را به آتش می کشد و اشکِ ستارگان سوگوار را بر پهنه زمین خون رنگ، جاری می سازد که:
“ای حسین جان! این کودکان مظلوم به کدامین گناه کشته شدند؛ بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!”
نمی دانم چرا امشب این همه سوگ و اجساد، دیگر به پایان نمی رسد و این غم و درد سنگین، از این مکان نمی گریزد و سکوت و آرامش در این خاک آتش گرفته و سوزان ساکن نمی شود؟ الهی! چرا در این لحظات حال و هوای غریبی دارم و بغض سنگینی راه گلویم را می فشارد؟ چرا احساس می کنم که دیگر فردایی و آفتابی وجود ندارد و هرگز صبح نخواهدشد و دیگرخورشید عالمتاب رخ نمی نماید و به مردمان صبور، آزاده، نیک اندیش، شریف و شایسته سرزمینم سلام نمی گوید.
اینک از خود شکوه دارم که چرا در گوشه ای از آوار مدرسه نشسته و کاری از دستم برنمی آید. وای که چه کوچک و ناتوان شده ام امشب. بارها از خود می پرسم که از صبح امروز که مدرسه و فرزندان کشورم مورد اصابت موشک دشمن قرارگرفته، تاکنون که پاسی از شب گذشته، چه کاری کرده ام و چه قدمی در راه کمک به مردم داغدیده برداشته ام. در این لحظه چرا این قدر مبهوت و ناتوان شده ام و کاری از دستم برنمی آید؟ چرا این قلم به سختی حرکت می کند و می نویسد و کلمات به راحتی بر صفحه سفید مقابلم نقش نمی بندد و… خدایا چگونه می توانم از دانش آموزان شیرین زبان و خنده ها و شادی های کودکانه و بازیگوشی های زیبایشان بنویسم؟ چگونه از دلبری هایشان بگویم که همواره گل لبخند بر لب پدران و مادرانشان می نشاندند و آنان را لبریز از شادی و امید می کردند؟
نه من دیگر نمی توانم از انفجار مهیب و آوار هراس انگیز و ناله کودکانی بگویم که اینک در زیر خروارها خاک محبوس و مدفون شده اند و راه رسیدن به آن ها و نجاتشان هر لحظه سخت و سخت تر می شود. من قدرت نوشتن درباره استخوان های شکسته و بدن های بی سر و جسم تکه پاره کودکانِ پِرِس شده در میان سنگ و سیمان و آهن و بِتُن را ندارم و نمی توانم قلم بزنم و چیزی بگویم و…
اینک دیگر صورت و صدای خنده زیبای کودکان مهربان شهرم را نمی بینم و نمی شنوم و درست در این لحظه، تنها ناله دختربچه ای از زیر خروارها خاک و سنگ و آهن و سیمان و آوار به گوش می رسد؛ ناله ای تکان دهنده که نگاه مرا به سوی خود فرا می خواند و ناگهان کوهی از یخ و سرما همه وجودم را در بر می گیرد؛ در چند قدمی خود، دست کوچک کودکی را می بینم که به سویم درازشده و هراسان و ملتمسانه به چشم هایم نگاه می کند و مرا به یاری می طلبد. کوهی از مصالح سنگین ناشی از انفجارهای مهیب و وحشتناک موشک، جسم کوچک کودک را در خود پنهان کرده و در پس گرد و غبار فضا، تنها دو چشم زیبا و گریانش به من خیره شده است.
با دیدن نگاه کودک بی گناه سرزمینم، به شدت بر خود می لرزم و دریایی از بُغض در گلو و اشک در چشمانم لانه می کند.
اینک نه تنها من که گویی همه جهان اشک می ریزد و زمان برای لحظاتی متوقف می شود.
“بابا!… بابایی!… باباجونم…”
* حمیدرضا نظری، نویسنده و کارگردان معاصر تئاتر، چند دهه در وادی والای ادبیات داستانی و نمایشی قلم می‌زند که حاصل آن انتشار بیش از ۳۰۰ داستان، مقاله، یادداشت و فیلمنامه‌کوتاه در مطبوعات و خبرگزاری‌ها و سایت‌های اینترنتی است. از نوشته‌های او می‌توان به داستان‌ها و نمایش‌هایی چون:”سمفونی شگفت انگیز شب و شیدایی، مادری در زیر باران فریاد می‌زند، مرگ یک نویسنده، پیامبری که اینک اشک می‌ریزد، راز یک انسان، داستان خیال‌انگیز سفر عاشقانه من و پروانه، سکوت یک نگاه، دری به روی دوست، این روزها دلم برای بوسه‌ای تنگ می‌شود، کودکان تشنه سرزمین من و اشکی به پهنای تاریخ” اشاره کرد

برچسب ها: ایران و امریکاحمیدرضا نظریمدرسهمدرسه میناب
تبلیغات
rashidpoor206

rashidpoor206

محمد رشیدپور متولد آبان 1361 دارای مدرک کارشناسی ارشد حسابداری. دارای مدرک مدیر فنی بند (ب) گردشگری ، دارای مدرک روزنامه نگاری صلح از موسسه مطالعات جهان و سازمان ملل متحد . فعال در حوزه ادبیات و فرهنگ. دارای تالیفاتی در حوزه مالی (فارکس) و بیش از 180 نوشته و دلنوشته سیاسی-اجتماعی. علاقمند به حوزه خرده فرهنگ ها. مدرس دورس اولیه خبرنویسی و خبرنگاری. عاشق طبیعت و معماری سنتی ایران عکاس آماتور و علاقمند‌ به عکاسی از بنا ء تاریخی و طبیعت. علاقه مند به حوزه اجتماعی و فرهنگی و‌ اعتقاد به برخورداری مردم از اطلاع رسانی صحیح و به موقع.

RelatedPosts

نیویورک‌تایمز: ترامپ، آمریکا را به ورطه شکست راهبردی حقارت‌بار کشاند
اخبار

نیویورک‌تایمز: ترامپ، آمریکا را به ورطه شکست راهبردی حقارت‌بار کشاند

توسط rashidpoor206
فروردین ۲۳, ۱۴۰۵
0
6

هیات تحریریه روزنامه نیویورک‌تایمز، ۴ آسیب عمده به منافع ملی آمریکا با جنگ غیرقانونی رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران را تشریح...

ادامه مطلب
سخنگوی دولت تشریح کرد مواضع دولت درباره واردات دارو، واگذاری سهام ایران‌خودرو و رفع فیلترینگ سایر پلتفرم‌ها

سخنگوی دولت: دست به ماشه مذاکره خواهیم کرد/ همه پای کار ایران ایستاده‌ایم

فروردین ۲۲, ۱۴۰۵
4
روسای هیات‌های مذاکره کننده ایران و آمریکا در اسلام آباد چه کسانی هستند؟

هیات ایرانی در پاکستان چه کسانی هستند؟

فروردین ۲۲, ۱۴۰۵
6
در واکنش به پذیرش اصول کلی ایران در ایجاد آتش‌بس پزشکیان: از امروز نیز همچنان کنار هم خواهیم ماند

در واکنش به پذیرش اصول کلی ایران در ایجاد آتش‌بس پزشکیان: از امروز نیز همچنان کنار هم خواهیم ماند

فروردین ۱۹, ۱۴۰۵
5
مطهری: احتمالاً ایران و آمریکا پیش از مذاکره به توافق اولیه رسیده‌اند

مطهری: احتمالاً ایران و آمریکا پیش از مذاکره به توافق اولیه رسیده‌اند

بهمن ۱۶, ۱۴۰۴
10
توصیه ظریف به ترامپ: به بی‌بی گوش نده!

توصیه ظریف به ترامپ: به بی‌بی گوش نده!

شهریور ۷, ۱۴۰۴
14

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


نوشته‌های تازه

  • دستگیری سارقان مشاعات ساختمانی در شوش شهریور ۲۲, ۱۴۰۵
  • چرا میراث فرهنگی دیر به صحنه جرم می‌رسد؟ شهریور ۲۲, ۱۴۰۵
  • در هجدهمین نشست سران بریکس پلاس مطرح کرد پزشکیان: نقش بریکس در دفاع از حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و ممنوعیت توسل به زور مؤثرتر شود شهریور ۲۲, ۱۴۰۵
  • عراقچی :برای رفع موانع عضویت ایران در بانک توسعه نوین بریکس تلاش می‌کنیم شهریور ۲۱, ۱۴۰۵
  • در بازارهای جهانی قیمت طلا افزایش یافت شهریور ۲۱, ۱۴۰۵
  • چهار بازی لغو شد؛ سازمان لیگ بعداً فکرش را می‌کند! شهریور ۲۰, ۱۴۰۵
  • آغاز مسیر تخصصی ارتقای ریتینگ شطرنج‌بازان دزفولی با تدریس استاد عبدالامیر خطیب‌زاده دوانی شهریور ۱۸, ۱۴۰۵
  • پرسنلی با معیشت درمانده ؛ از سختی کار تا صف مهاجرت: شهریور ۱۷, ۱۴۰۵
  • تیم ملی با لیست آماده به لیگ نگاه می‌کند؟ شهریور ۱۷, ۱۴۰۵
  • معاون وزیر نفت اعلام کرد کارت جایگاه‌ها محدود نمی‌شود/تغییر قیمت بنزین فقط برای نرخ سوم شهریور ۱۶, ۱۴۰۵

جستجو

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج

بایگانی

دسته‌ها

تبلیغات

پایگاه خبری صبح ملت نیوز یک رسانه مردم محور است که با تلاش جمعی از نویسندگان مستقل با گرایش های مختلف سیاسی و اجتماعی، فرهنگی برای ایجاد پایگاه خردورزی تلاش می کند. 

افزودن لیست پخش جدید