یادداشت اختصاصی پیمان چینی ساز سردبیر ورزشی صبح ملت نیوز
گاهی فوتبال بیرحم است؛ مثل همان هفت گلی که آلمان وارد دروازه کوراسائو کرد. اما درست در دل همین بیرحمی، لحظههایی متولد میشوند که به خاطرشان عاشق این بازی شدهایم. لحظهای مثل اولین گل تاریخ کوراسائو در جام جهانی؛ گلی که بازیکنانش را به گریه انداخت و هزاران کیلومتر آنسوتر، یک جزیره کوچک را تا صبح بیدار نگه داشت.
روز چهارم جام جهانی ۲۰۲۶، روز قدرتنمایی مدعیان نبود؛ روز اثبات یک حقیقت قدیمی بود: فوتبال هنوز هم بلد است داستان تعریف کند.
آلمان هفت گل زد، اما همه درباره کوراسائو حرف زدند. تیمی که برای نخستین بار روی بزرگترین صحنه فوتبال جهان قدم گذاشت و فهمید حتی شکست هم میتواند بوی افتخار بدهد. آنها شاید بازی را باختند، اما تاریخ را بردند.
ژرمنها البته همان چیزی بودند که انتظار میرفت؛ منظم، بیرحم و تشنه بازگشت به قله. تیم یولیان ناگلزمان، با نمایشی مقتدرانه نشان داد که آمده تا خاطرات تلخ سالهای اخیر را پاک کند. آلمان دوباره شبیه آلمان شده است؛ تیمی که وقتی ریتم میگیرد، متوقف کردنش دشوار خواهد بود.
اما حتی در چنین شبی، نورافکنها روی کوراسائو افتاد. روی بازیکنانی که میدانستند شاید شانس زیادی برای صعود نداشته باشند، اما تصمیم گرفتند از حضورشان در این جشن جهانی، یک خاطره ابدی بسازند. اولین گل، اولین فریاد، اولین اشک. گاهی همینها از هر جامی ارزشمندترند.
چند ساعت بعد، در نقطهای دیگر از آمریکا، هلند و ژاپن معنای واقعی فوتبال هجومی را به نمایش گذاشتند. مسابقهای که نه قربانی محافظهکاری شد و نه اسیر ترس از اشتباه.
هلند دو بار پیش افتاد. ژاپن دو بار بازگشت.
ساموراییها دیگر آن تیمی نیستند که صرفاً به خاطر جنگندگی مورد تحسین قرار بگیرند. آنها حالا شخصیت دارند؛ شخصیت تیمی که مقابل نامها سر خم نمیکند و تا آخرین لحظه برای تغییر سرنوشت میجنگد.
تساوی برابر هلند، برای ژاپن فقط یک امتیاز نبود؛ اثبات این حقیقت بود که فوتبال آسیا مدتهاست از مرحله رویاپردازی عبور کرده و به مرحله رقابت واقعی رسیده است.
و هلند؟ نارنجیها با وجود از دست دادن پیروزی، نشان دادند همچنان یکی از جذابترین تیمهای این جام هستند. تیمی که حمله را انتخاب میکند، حتی اگر این انتخاب، بهای سنگینی داشته باشد.
اگر قرار باشد تا اینجای جام تنها یک مسابقه را به عنوان ویترین فوتبال انتخاب کنیم، شاید هیچ دیداری شایستهتر از همین جدال چهارگله نباشد؛ مسابقهای که به ما یادآوری کرد چرا شبها بیدار میمانیم و چرا هنوز با فوتبال زندگی میکنیم.
در میان این همه هیجان، ساحل عاج آرام و بیادعا کار خودش را انجام داد. اکوادور مقاومت کرد، جنگید و تلاش کرد روند خوبش را ادامه دهد، اما فوتبال گاهی به صبورترین تیم پاداش میدهد.
فیلهای آفریقایی منتظر لحظه مناسب ماندند و وقتی فرصت از راه رسید، ضربه نهایی را وارد کردند. پیروزی یک بر صفر، شاید تیتر اول رسانهها نشود، اما در گروهی که آلمان حضور دارد، میتواند سرنوشت یک تیم را تغییر دهد.
ساحل عاج بیسروصدا در حال ساختن داستان خودش است.
و بعد نوبت سوئد رسید؛ تیمی که شاید کمتر کسی از آن انتظار چنین نمایشی را داشت. پنج گل به تونس، آن هم با این کیفیت هجومی، پیامی روشن برای سایر رقبا بود.
سوئدیها نشان دادند فقط به نظم دفاعی متکی نیستند. آنها میتوانند سریع، متنوع و بیرحم حمله کنند. تیمی که شاید کمتر دربارهاش صحبت شود، اما دقیقاً همین سکوت، بزرگترین نقطه قوتش باشد.
در جام جهانی، خطرناکترین تیمها همیشه آنهایی نیستند که بیشترین ستاره را دارند؛ گاهی آنهایی هستند که بیصدا پیش میآیند و ناگهان همه را غافلگیر میکنند.
روز چهارم جام جهانی، روز نتایج نبود؛ روز احساسات بود، روز اشکهای بازیکنان کوراسائو پس از ثبت تاریخیترین گل زندگیشان، روز ایستادگی ژاپن برابر یکی از قدرتهای سنتی فوتبال جهان، روز بلوغ ساحل عاج و هشدار جدی سوئد.
جام جهانی به همین لحظهها زنده است؛ به اشکهایی که از سر غرور میریزند، به تساویهایی که طعم پیروزی دارند و به تیمهایی که شاید هرگز جام را بالای سر نبرند، اما قلب میلیونها نفر را فتح کنند.
شاید سالها بعد، نام قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ را به خاطر داشته باشیم. اما وقتی بخواهیم از روزی حرف بزنیم که فوتبال، زیباترین نسخه خودش را به نمایش گذاشت، باید به روز چهارم برگردیم؛ به روزی که از اشکهای شیرین کوراسائو تا شاهکار ژاپن، همهچیز یادآور یک حقیقت ساده بود:
فوتبال، هنوز هم بلد است ما را شگفتزده کند.
پیمان چینی ساز





