فوتبال حافظه عجیبی دارد. گاهی اتفاقاتی که تصور میکنیم در گذر زمان فراموش شدهاند، سالها بعد با چهرهای تازه بازمیگردند؛ نه برای تکرار یک مسابقه، بلکه برای آزمودن اعتبار قانون.
این روزها، عدم حضور مس رفسنجان در دیدار پلیآف مقابل صنعت نفت آبادان، دوباره نگاهها را به یکی از پروندههای فراموششده فوتبال ایران معطوف کرده است؛ پروندهای که در هفته دوم لیگ بیستویکم و با غیبت شهرخودرو در دیدار برابر مس رفسنجان شکل گرفت.
آن روزها شهرخودرو درگیر بحرانی عمیق بود؛ بحرانی که از مشکلات مدیریتی و مالی آغاز شد و در ادامه با کسر امتیاز، از دست رفتن امتیازات سرنوشتساز و در نهایت سقوط یکی از قدیمیترین باشگاههای فوتبال مشهد به پایان رسید. باشگاهی که تنها مدت کوتاهی قبل، نماینده فوتبال ایران در لیگ قهرمانان آسیا بود.
امروز اما شرایط تغییر کرده است. این بار مس رفسنجان در اعتراض به روند برگزاری دیدار پلیآف، از حضور در مسابقه خودداری کرده و حالا پرونده این اتفاق در انتظار تصمیم نهادهای انضباطی فوتبال است.
شاید مهمترین شباهت این دو پرونده، برگزار نشدن یک مسابقه نباشد؛ بلکه آزمونی باشد که هر دو بار پیش روی قانون قرار گرفته است. آزمونی که قرار است نشان دهد مقررات فوتبال ایران، مستقل از نام باشگاهها و شرایط روز، با پروندههای مشابه برخوردی یکسان دارد یا خیر.
بدیهی است که هر پرونده، شرایط و جزئیات خاص خود را دارد و بررسی ابعاد حقوقی آن بر عهده کمیتههای قضایی فدراسیون فوتبال است. اما آنچه امروز افکار عمومی را به انتظار نشانده، نه صرفاً رأی یک پرونده، بلکه معیار صدور آن رأی است.
فوتبال حرفهای بر پایه پیشبینیپذیر بودن قوانین بنا شده است. باشگاهها باید بدانند اگر شرایط مشابهی رخ دهد، نتیجه نیز بر اساس همان معیارهای گذشته تعیین خواهد شد. هرگونه تفاوت در اجرای قانون، پیش از آنکه به سود یا زیان یک باشگاه تمام شود، سرمایهای به نام اعتماد عمومی را تضعیف میکند.
برای من، این تنها یک مقایسه تاریخی نیست. در زمان وقوع پرونده شهرخودرو، بهعنوان مدیر رسانه این باشگاه، از نزدیک در جریان جزئیات آن روزها بودم و بسیاری از اتفاقات را بیواسطه دنبال کردم. به همین دلیل، امروز این یادداشت نه از زاویه قضاوت درباره یک باشگاه، بلکه از منظر اهمیت ثبات در اجرای قانون نوشته شده است.
شاید مهمترین مسابقه این روزهای فوتبال ایران، نه در آبادان برگزار شود و نه در رفسنجان؛ بلکه در اتاقهای تصمیمگیری جریان داشته باشد. مسابقهای که نتیجه آن میتواند فراتر از یک رأی انضباطی، معیاری برای سنجش اعتبار قوانین فوتبال ایران باشد.
عدالت زمانی معنا پیدا میکند که حافظه انتخابی نداشته باشد. اگر قانون قرار است ستون فوتبال حرفهای باشد، نباید برای تیمها چهرههای متفاوتی به خود بگیرد؛ چرا که قانون، برخلاف فوتبال، بازی رفتوبرگشت ندارد.









