• صفحه اصلی
  • سیاسی
  • فرهنگی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ورزشی
  • فیلم سینما
  • تئاترو نمایش
  • جهان
Menu
  • صفحه اصلی
  • سیاسی
  • فرهنگی
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ورزشی
  • فیلم سینما
  • تئاترو نمایش
  • جهان
صفحه اصلی اجتماعی

مرخصی

ابوالفضل کنار جاده دستش را بلند کرد تا سوار اتوبوس بشود. راننده اتوبوس که داشت از خط مقدم می‌آمد سرعتش را به زور کم کرد. به او گفت:"کجا میری؟" ابوالفضل خجالت می‌کشید بگوید، می‌روم مرخصی.

مریم مفتوح توسط مریم مفتوح
مهر ۱, ۱۴۰۳
در اجتماعی
مدت زمان مطالعه: 1 دقیقه
0
0
اشتراک گذاری ها
54
بازدیدها
اشتراک گذاری درواتس آپاشتراک گذاری در تلگراماشتراک گذاری در توییتر
تبلیغات

داستان کوتاه /
بمناسبت هفته دفاع مقدس

شهره خلقتی

RelatedPosts

سردار ابن‌الرضا: تمامی ظرفیت‌های دفاعی و پشتیبانی در خدمت نیروهای مسلح قرار دارد

بقایی: اتفاقات ۲۴ ساعت گذشته به وضعیت نابسامان دیپلماتیک دامن خواهد زد

یادداشت مهستا هفت شایجانی:  تعطیلات مدارس فرصت یا چالش/ خانواده، بازی و فرصت پنهانِ خلاقیت

ابوالفضل کنار جاده دستش را بلند کرد تا سوار اتوبوس بشود. راننده اتوبوس که داشت از خط مقدم می‌آمد سرعتش را به زور کم کرد. به او گفت:”کجا میری؟”
ابوالفضل خجالت می‌کشید بگوید، می‌روم مرخصی. هم‌چنان‌که به دنبال اتوبوس می‌دوید، تا آمد چیزی بگوید،
راننده گفت:”اوضاع ترمزم بی‌ریخت است. اگه کمک می‌کنی سرعتو کم می‌کنم بپر بالا!”

راننده سرعت را تا توانست کم‌تر کرد. ابوالفضل دستگیره‌ی درِ اتوبوس را به پایین کشید با یک سکندری خوردن خودش را روی پله صندلی انداخت و زود در را پشت سر خودش بست.
هنوز از پله‌های اتوبوس بالا نرفته بود که دید کف اتوبوس پر از خون است.

از پله‌های اتوبوس بالا رفت. هیچ صندلی در اتوبوس نبود. تمام صندلی‌ها  را از اتوبوس درآورده بودند. کف اتوبوس پر از پتوهای خون آلود بود. از میله‌هایی که به سقف اتوبوس بود، سِرُم آویزان بود و ناله‌های زجر آور مجروحان روی کف اتوبوس به گوش می‌رسید. ابولفضل اولین مجروح را دید. پایش قطع شده بود و کنارش گذاشته شده بود و جوان ناباورانه پایش را نگاه می‌کرد. ابوالفضل حالش بهم خورد. سرش را از شیشه‌ی اتوبوس بیرون آورد و عق زد و تا خالی کردن کامل معده‌اش بالا آورد.
مردی که او را دکتر صدا می زدند ابوالفضل را دید و با فریاد گفت:
“واسه من بالا نیار! بیا کمک!”

ابوالفضل با حال خراب به کمک دکتر دوید.
چشم یکی از مجروحان از حدقه چشم بیرون افتاده بود و فقط با یک رگ  به چشم وصل بود. دکتر چشم را به زور در جایش گذاشت و پانسمان کرد.

تکه استخوانی را که از سر یک مجروح جدا شده بود و به پوستی بند بود، سر جایش گذاشت و بخیه زد.
ابوالفضل مغز سفید آن مجروح  را  دید که دل دل می‌زد. همه‌ی این عمل جراحی‌ها بدون بی‌هوشی بود.
بخیه‌ی دل و روده که نگو!
ابوالفضل از همه جا بی‌خبر، یهویی دستیار جراح شده بود. مانده بود چطور دکتر با آن همه تکان‌های زیاد ماشین می‌تواند عمل کند. البته همه چیز بوی ناامیدی می‌داد.

وقتی اتوبوس به اهواز رسید. راننده به ابوالفضل گفت: “رسیدیم اهواز سرعتو کم می کنم، بپر پایین!”
دکتر به سرباز گفت:” اسمت چیه؟”
– “ابوالفضل”
-“دستت درد نکنه خیلی کمک کردی خدا خیرت بده ابوالفضل.
ابوالفضل از اتوبوس پایین پرید و  اتوبوس پر از زخمی به راه خود ادامه داد.

بجز سفیدی‌های چشم ابوالفضل، همه جای صورت و بدنش، سرخ و خاکی بود. یک حمام صلواتی پیدا کرد. رفت. لباس‌هایش را در آورد که بشورد اما خون‌ها خشک شده بود و پاک نمی‌شد.
حمامی گفت:
“چکار می کنی؟”
– “نمی‌بینی! می‌خوام لباسامو بشورم”
-” آبو هدر نده بیا بیرون لباس نو بهت می‌دم!”
ابوالفضل لباس نو گرفت و پوشید.
یونیفرم سربازیش را در سطلی انداخت. سطل پر از خونابه شد، حمامی دو سه بار آن‌ها را برایش شست و خیس‌خیس، آن‌ها را در نایلکس گذاشت.
ابوالفضل مانده بود کجا برود. او هیچ‌کس را در اهواز نداشت.

۱۴۰۳/۶/۳۰

منبع: صبح ملت
برچسب ها: دفاع مقدس،جنگ،داستان کوتاه،مرخصی،شهره خلقتی،
تبلیغات
مریم مفتوح

مریم مفتوح

اخبار ویژهمطلب مهم

نخستین جشنواره ملی« داستان کوتاه کوتاه هشت» برگزیدگان اولیه خود را شناخت

نخستین جشنواره ملی« داستان کوتاه کوتاه هشت» برگزیدگان اولیه خود را شناخت

توسط سمیه مقدمی نیا
اردیبهشت ۶, ۱۴۰۴
0
430

نخستین جشنواره ملی« داستان کوتاه کوتاه هشت» برگزیدگان اولیه خود را شناخت نتایج آثار را‌ه‌یافته به مرحله نیمه نهایی جشنواره...

اکران فیلم سینمایی «گورکن» اولین فیلم سینمایی کمدی دزفولی

توسط سمیه مقدمی نیا
دی ۴, ۱۴۰۳
0
276

اکران فیلم سینمایی «گورکن» اولین فیلم سینمایی کمدی دزفولی فیلم کمدی « گورکن » به نویسندگی : محمد حسین پورکیانی...

بازگشت کارگران فصلی هفت‌تپه به کار با وساطت امام جمعه شوش

بازگشت کارگران فصلی هفت‌تپه به کار با وساطت امام جمعه شوش

توسط rashidpoor206
اسفند ۱۷, ۱۴۰۳
0
273

بازگشت کارگران فصلی هفت‌تپه به کار با وساطت امام جمعه شوش   امروز تعدادی از کارگران فصلی شرکت نیشکر هفت‌تپه...

فیلم سینمایی «آذرخش» به روی میز تدوین نشست

فیلم سینمایی «آذرخش» به روی میز تدوین نشست

توسط سمیه مقدمی نیا
دی ۱۸, ۱۴۰۳
0
245

فیلم سینمایی «آذرخش» به روی میز تدوین نشست به گزارش خبرنگار صبح ملت نیوز ؛ فیلم سینمایی «آذرخش» به نویسندگی...

مصطفی کبابی پیشکسوت کشتی دزفول با کوله باری سنگین از تلاش ها و افتخارات

توسط مریم مفتوح
آبان ۲۳, ۱۴۰۳
0
215

حمید شلال نژاد فعال فرهنگی ،اجتماعی وورزشی شهرستان دزفول مصطفی کبابی متولد شهرستان دزفول ۱۳۳۸/۱۱/۲۰ چهارراه سیمتری،محله ی خوشنام پیرنظر....

خیابان فرحانی اهواز در مسیر تبدیل به قطب گردشگری و اقتصادی

توسط mahdi alkathier
فروردین ۲۶, ۱۴۰۴
0
214

⭕️خیابان فرحانی اهواز در مسیر تبدیل به قطب گردشگری و اقتصادی در این طرح پیشنهادی، خیابان فرحانی با کف‌پوش مناسب،...

در واکنش به پذیرش اصول کلی ایران در ایجاد آتش‌بس پزشکیان: از امروز نیز همچنان کنار هم خواهیم ماند

روزنامه جمهوری اسلامی خطاب به منتقدان پزشکیان: انصاف داشته باشید

خرداد ۱۸, ۱۴۰۵
سردار ابن‌الرضا: تمامی ظرفیت‌های دفاعی و پشتیبانی در خدمت نیروهای مسلح قرار دارد

سردار ابن‌الرضا: تمامی ظرفیت‌های دفاعی و پشتیبانی در خدمت نیروهای مسلح قرار دارد

خرداد ۱۸, ۱۴۰۵
بقائی: سیاست اتحادیه اروپا آزار دادن مردم ایران است

بقایی: اتفاقات ۲۴ ساعت گذشته به وضعیت نابسامان دیپلماتیک دامن خواهد زد

خرداد ۱۸, ۱۴۰۵

پایگاه خبری صبح ملت نیوز یک رسانه مردم محور است که با تلاش جمعی از نویسندگان مستقل با گرایش های مختلف سیاسی و اجتماعی، فرهنگی برای ایجاد پایگاه خردورزی تلاش می کند. 

افزودن لیست پخش جدید